کارسازی کردن
نویسه گردانی:
KARSAZY KRDN
کارسازی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پرداختن . اداکردن مالی را و دینی را. دادن نقدی را: طلب فلان از من یکصد تومان است که عندالمطالبه کارسازی کنم . و رجوع به «ادا کردن » و «تسلیم کردن » شود. || مدد کردن .
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.