کرم
نویسه گردانی:
KRM
کرم . [ ک َرَ ] (ع ص ) جوانمرد و بامروت . واحد و جمع و مذکر و مؤنث در وی یکسان است . یقال : هو کرم و هم ، هی ، هن کرم و ارض کرم و ارضان کرم و ارضون کرم ؛ ای کریمة طیبة صالحة للنبات . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
واژه های همانند
۷۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۰ ثانیه
کرم پروری . [ ک َ رَ پ َرْ وَ ] (حامص مرکب ) کرم گستری . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کرم گستر شود.
خوان کرم . [ خوا / خا ن ِ ک َ رَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سفره ٔ کرم . سفره ای که از روی بخشش و کرم گسترده شود. (یادداشت بخط مؤلف ) : تو مس...
سابق کرم . [ ب ِ ق ِ ک َ رَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) دارنده ٔ سابقه ٔ کرم . پیشی گیرنده در کرم : هزاز تندی و سختی بکن که سهل بودجفای مثل ...
قلعه کرم . [ ق َ ع ِ ک َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان والانجرد شهرستان بروجرد، واقع در 2هزارگزی جنوب بروجرد و 2 هزارگزی جنوب شوسه . موقع جغرا...
کرم کردن . [ ک َ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب )مرحمت کردن . از روی لطف و مهربانی دادن . (ناظم الاطباء ذیل کرم کن ). لطف کردن . مهربانی کردن : گفت ...
کرمی که در شب می درخشد.نور حاصل از این کرم، مانند سایر نورهاست ولی گرما ندارد.علت ایجاد این نور،ترکیب ماده ای بنام "لوسی فرین"(در بدن کرم شب تاب)با اک...
کرم ابریشم. (ا. م.) منشاء اولیه پرورش کرم ابریشم کشور چین بوده و بیش از 5000 سال قدمت دارد. کشورهای اصلی تولیدکننده ابریشم شامل چین(5/57% از تولید جها...
کرم ریختن . [ ک ِ ت َ ] (مص مرکب ) حسد ورزیدن . ابراز حسد با اطواری کردن . (یادداشت مؤلف ). || کاری را به قصد آزار کسی انجام دادن . وررفتن ....
کرم رازقی . [ ک َ م ِ زِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ابن البیطار گمان می کند رازقی سوسن ابیض است ، یعنی یاس و چنین نیست چه یاس مضاعف یعنی ...
کرم داشتن . [ک ِ ت َ ] (مص مرکب ) داشتن کرم در معده و روده . مبتلا به کرم معده بودن . (یادداشت مؤلف ). || حسود بودن . رشک ورزیدن . حسد دا...