کلام
نویسه گردانی:
KLAM
کلام . [ ک ِ ] (ع اِ) ج ِ کَلم (خستگی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ِ کلم (جرح ).جاء بدواء الکلام من اطایب الکلام . (اقرب الموارد).
واژه های همانند
۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
کلام . [ ک َ ] (ع اِ) سخن یا سخن با فایده ای که بنفسه کفایت کند. اسم جنس است و بر قلیل و کثیر واقع شود. و درتعریف آن گفته اند که ، صفتی که...
کلام . [ ک َ ] (ع اِ) زمین درشت سطبر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
همتای پارسی این واژه عربی، اینهاست: واچاس vācās (سنسکریت)، واکْتو vāktu (سنسکریت)، فاسن fāsan (سنسکریت: bhāsana)
یک کلام . [ ی َ / ی ِ ک َ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) با کلام واحد. || بی چانه . بی چک و چانه . بی مماکسه . بی خط خواستن مشتری از بایع. (یادداشت ...
خوش کلام . [ خوَش ْ / خُش ْ ک َ ] (ص مرکب ) خوش سخن . خوش گفتار. طرف الحدیث . مقابل بدکلام : فرخی هندی غلامی از قهستانی بخواست سی غلام ترک د...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
رعایت ادب در گفتار و نوشتار (فرهنگ بزرگ سخن) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: نیکو فاسَن fāsan (سنسکریت: bhāsana)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: اغر سخن aqre-soxan (پهلوی ـ دری)
همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: واژه پیناو vāže-pināv (پارتی ـ سغدی: patnave)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: شایه سخن ŝāye soxan (دری)