گفتگو درباره واژه گزارش تخلف کمال نویسه گردانی: KMAL کمال . [ ک ُم ْ ما ] (ع ص ، اِ) ج ِ کامل . (ناظم الاطباء). ۞ واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱۲۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه واژه معنی کمال تربتی کمال تربتی . [ ک َ ل ِ ت ُ ب َ ](اِخ ) (شیخ ...) از شاعران معاصر سلطان ابوسعید میرزا است . طبعی خوش داشت و اکثر غزلهای حافظ را مخمس می کرد. به... کمال خجندی کمال خجندی . [ ک َ ل ِ خ ُ ج َ ] (اِخ ) رجوع به کمال الدین خجندی شود. با کمال میل (willingly، Gladly، With pleasure) همتای پارسی این عبارت پارسی - عربی، اینهاست: با جان و دل، از ته دل (دری) کامتس kāmtas (سنسکریت: kāmatas) پریاپتم pa... تمام و کمال تمام و کمال . [ ت َ م ُ ک َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) تمام کمال . تمام و کامل . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): قرض خود را تمام و کمال پرداخت .... حسن بک کمال حسن بک کمال . [ ح َ س َ ب َ ک َ ] (اِخ ) ابن احمد کمال پاشا. مشهور، در پزشکی قدیم و جدید تألیفها دارد. (معجم المطبوعات ). فطرت کمال جو این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. کمال سمنانی کمال سمنانی . [ ک َ ل ِ س ِ ] (اِخ ) استاد امام فخرالدین رازی و از افاضل زمان اوست . (حبیب السیر چ تهران ج 1 ص 315). کمال اقلیدی کمال اقلیدی . [ ک َ ل ِ اِ ] (اِخ ) از پیشوایان فرقه ٔ حروفیه بود که در زمان شاه عباس اول صفوی در راه خراسان با جمعی دیگر بقتل رسید. (از ... کمال بخشیدن کمال بخشیدن . [ ک َ ب َ دَ ] (مص مرکب ) کامل کردن : ناقص محتاج را کمال که بخشدجز گهر بی نیاز ساکن کامل .ناصرخسرو. رودخانه کمال رودخانه کمال . [ ن َ / ن ِ ](اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهرآسمان بخش ساردوئیه از شهرستان جیرفت واقع در 40هزارگزی جنوب ساردوئیه و 22هزارگ... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ صفحه ۱۰ از ۱۳ ۱۱ ۱۲ ۱۳ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود