اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

کننده

نویسه گردانی: KNNDH
کننده . [ ک َ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف ) اسم فاعل از کندن . کاونده و کلنگ دار و آنکه جایی را بکند. (ناظم الاطباء). حفرکننده . حفار. (فرهنگ فارسی معین ) :
کننده تبر زد همی از برش
پدید آمد از دور جای درش .

فردوسی .


محمود بفرمود تا کننده و تیشه و بیل آوردند و بر دیواری که به جانب مشرق است دری پنجمین بکندند. (چهارمقاله از فرهنگ فارسی معین ).
بیاد لعل او فرهاد جان کن
کننده کوه را چون مرد کان کن .

نظامی .


|| از جای برآورنده . (فرهنگ فارسی معین ).
- کننده ٔ در خیبر ؛ کنایه از حضرت علی . (غیاث ) (آنندراج ). علی علیه السلام . (فرهنگ فارسی معین ) :
مردی ز کننده ٔ در خیبر پرس
اسرار کرم ز خواجه ٔ قنبر پرس .

(منسوب به حافظ).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
گله کننده . [ گ ِ ل َ / ل ِ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف مرکب ) شکایت کننده . شاکی . (دهار). رجوع به گله و گله کردن شود.
خنک کننده . [ خ ُ ن ُ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ](نف مرکب ، اِ مرکب ) مُبَرِّد. سردکننده . (یادداشت بخط مؤلف ). || خنک کن . رجوع به خنک کن شود.
عوض کننده . [ ع ِ وَ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ۞ (نف مرکب ) آنکه کسی یا چیزی را تعویض کند.(فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عوض و عوض کردن شود.- ...
هست کننده . [ هََ ک ُ ن َن ْ دَ/ دِ ] (نف مرکب ) آفریننده و به وجودآورنده : و مر آن هست کننده ٔ وحدت را و پدیدآرنده ٔ واحد را بدو مبدع گفتند......
واژه ترک عربی است و جایگزین پارسی این دو واژه اینهاست: موکساک، موکسار (موکس از سنسکریت: موکسَ= ترک + پسوند یاتاکی (= فاعلی) «اک، ار») یوتْراک، یوتْر...
این دو واژه عربی پارسی است و پارسی جایگزین آن دو اینهاست: نیگْراک (سنسکریت: نیگرَهَنَ= حذف + پسوند یاتاکی (فاعلی) «اک») آتیکو (آتیک از سنسکریت: آتیک...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نشف کننده . [ ن َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف مرکب ) بخود کشنده . جذب کننده : بعضی قابض است که جگر را قوت دهد و بعضی پزاننده است و بعضی صدید ر...
مست کننده . [ م َ ک ُ ن َ دَ / دِ ] (نف مرکب ) آنچه سبب مستی شود. سکرآورنده . سَکَر. (دهار) (منتهی الارب ) : منفعت شراب مست کننده ، طعام را ه...
مرمت کننده . [ م َ رَم ْ م َ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف مرکب ) تعمیر کننده . اصلاح کننده . دریابنده .
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۷ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.