کور
نویسه گردانی:
KWR
کور. (ع اِ) صمغ درخت مقل است و منبت او نواحی یمن و عمان بود. (ترجمه ٔ صیدنه ). || مقل . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کور هندی ؛ درخت مقل ازرق . (فرهنگ فارسی معین ).
واژه های همانند
۷۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
لارشفوکو لیان کور. [ رُ ک ُ ] (اِخ ) ۞ فرانسوا. بشردوست و سیاستمدار فرانسوی ، مولد لارُش گیون (1747-1827 م .).