کور
نویسه گردانی:
KWR
کور. [ ک َ ] (ع مص ) افزون شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بسیار شدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || پیچیدن دستار. (منتهی الاب ) (آنندراج ). پیچیدن عمامه بر سر و مدور کردن آن . (از اقرب الموارد) || گرد کردن چیزی . || زمین کندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کندن زمین . (از اقرب الموارد). کندن و حفر کردن زمین . (ناظم الاطباء). || شتافتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شتافتن . در راه رفتن . (از اقرب الموارد). || پشتواره ٔ جامه برداشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). حمل کردن پشتواره ٔ جامه . (از اقرب الموارد). پشتواره ٔ جامه برداشتن و حمل کردن آنرا. (ناظم الاطباء). || کشتن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
واژه های همانند
۷۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
لارشفوکو لیان کور. [ رُ ک ُ ] (اِخ ) ۞ فرانسوا. بشردوست و سیاستمدار فرانسوی ، مولد لارُش گیون (1747-1827 م .).