اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

کهنه

نویسه گردانی: KHNH
کهنه . [ ک َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان لار است و 727 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۳۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
کهنه رند.[ ک ُ ن َ / ن ِ رِ ] (ص مرکب ) سخت گربز. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کهنه حریف . بسیار مکار و زیرک .
قوش کهنه . [ ک ُ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کندکلی بخش سرخس شهرستان مشهد، سکنه ٔ آن 300 تن . آب آن از قنات و رودخانه . محصول آن غلات ...
کهنه خری . [ ک ُ ن َ / ن ِ خ َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی کهنه خر. رجوع به ماده ٔ قبل شود.
کهنه دوز. [ ک ُ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) آنکه جامه ٔ کهنه دوزد و وصله زند. مجازاً، مقلد. کهنه پرست . (کلیات شمس چ فروزانفر ج 7 فرهنگ نوادر لغات ...
کهنه چین . [ ک ُ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) آنکه از کوچه ها قطعات کهنه گرد کند تا از آن جامه کند یا جامه را پیوند کند. آنکه از کوچه ها پاره های ج...
کهنه پوش . [ ک ُ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) آنکه جامه های کهنه ٔ دیگران پوشد: من کهنه پوش تو نیستم ۞ . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
تل کهنه . [ ت ُ ک ُ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان رستم است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 130 تن سکنه دارد. (از فرهنگ ...
حسن کهنه . [ ح َ س َ ک ُ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرم خان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد 20هزارگزی شمال خاوری بجنورد سر راه شوسه ٔ عمومی بج...
ده کهنه . [دِه ْ ک ُ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیرم بخش گاوبندی شهرستان لار. واقع در 75هزارگزی شمال خاوری گاوبندی سکنه آن 105 تن . ...
ده کهنه . [ دِه ْ ک ُ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کمارج بخش خشت شهرستان کازرون . واقع در 18هزارگزی شمال خاوری کنار تخته . سکنه ٔ آن 311...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۱۴ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.