گفتگو درباره واژه گزارش تخلف گرانبها نویسه گردانی: GRʼNBHA گرانبها. [ گ ِ ب َ ] (ص مرکب )نفیس . قیمتی . ثمین . باارزش . سنگین قیمت : وی ماه سبک عنان تر از عمرچون عمر گرانبهات جویم . خاقانی .ای درّ گرانبهاتر از روح چون روح سبک لقات جویم . خاقانی .گرچه گهری گرانبها بودچون مه به دهان اژدها بود.نظامی . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود