اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گرانبها

نویسه گردانی: GRʼNBHA
گرانبها. [ گ ِ ب َ ] (ص مرکب )نفیس . قیمتی . ثمین . باارزش . سنگین قیمت :
وی ماه سبک عنان تر از عمر
چون عمر گرانبهات جویم .

خاقانی .


ای درّ گرانبهاتر از روح
چون روح سبک لقات جویم .

خاقانی .


گرچه گهری گرانبها بود
چون مه به دهان اژدها بود.

نظامی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.