اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گلیگری کردن

نویسه گردانی: GLYGRY KRDN
گلیگری کردن . [ گ ِ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گل کاری . گل گری . شغل گل کاری داشتن : و ترا که پدرت گلیگری کردی در آتشکده های گرگان آورد تا بدینجا رسانید که کلید مشرق و مغرب در دست تو نهاد. (کتاب النقض ص 418).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.