اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

لعن

نویسه گردانی: LʽN
لعن . [ ل ُ ع َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لُعَنة. (منتهی الارب ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
لان . (اِخ ) ۞ ادوار ویلیام . مولد 1801 و وفات 1876. «اشتهر بمعجمه الکبیر العربی - الانکلیزی الذی دعاه «مداللغة»، جمع فیه باصلاحات مختصرة کل...
قلعه لان . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) نام یکی از پاسگاههای مرزبانی بخش سومار شهرستان قصرشیرین ، واقع در 12هزارگزی جنوب خاوری پاسگاه کانی شیخ . فعلا...
قلعه لان . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 3هزارگزی خاور دیزگران و کنار راه سرتخت . موقع ج...
نمک لان . [ ن َ م َ ] (اِ مرکب ) نمک زار. نمک لاخ . (فرهنگ فارسی معین ) : در نمک لان چون خر مرده فتادآن خری و مردگی یکسو نهاد.مولوی (مثنوی چ ...
نمک لان . [ ن َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان افشاریه ٔ ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران ، در 27هزارگزی مغرب کرج واقع است و 170 تن سکنه دار...
نمک لان . [ ن َ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ده پیر از بخش حومه ٔ شهرستان خرم آباد،در 19هزارگزی شمال خرم آباد واقع است و 240 تن سکنه دارد. ...
این کلمه با تلفظ sha sha lan در لهجه کردی اردلان به همان معنی ششه، شش روز اول بعد از عید رمضان که روزه گرفتن در آن روزها سنّت است، می باشد.
لان ولن . [ وُ ل ُ ] (اِخ ) ۞ نام کرسی بخش از ولایت «سن بریک » در ایالت کت دونر فرانسه ، دارای 1043 تن سکنه .
لان چئو. [ ] (اِخ ) نام شهری به چین و آن کرسی کان سو و کنار رود هوآنگ هو است . پانصد هزار تن سکنه دارد.
گرگه لان . [ گ ُ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان واقع در 10000گزی شمال صحنه . کنار راه مالرو صحنه بسن...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۳ ۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.