لو
نویسه گردانی:
LW
لو. (اِخ ) نام قصبه ای از مازندران . (جهانگیری ) (برهان ).
واژه های همانند
۱۴۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
لو دادن . [ ل َ / لُو دَ ] (مص مرکب ) (عامیانه ) لاو دادن . رجوع به لاو دادن شود.- به لو دادن ؛ از دست دادن .از دست بدادن .- لو دادن چیزی ر...
هتکه لو. [ هََ ک ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شیرگاه بخش سوادکوه شهرستان شاهی . واقع در 9 هزارگزی شمال شیرگاه و 3 هزارگزی باختر راه شوسه ...
هاریس لو. (اِخ ) ۞ (1917) مصنف آمریکایی . وی اپرائی به نام راپونزل ۞ از روی نوشته ٔ ویلیام موریس ۞ ، ماس ۞ و سه سوئیت برای ارکستر ...
گوترس لو. [ ت ِ ل ُ ] (اِخ ) ۞ شهری از آلمان که در ایالت رن سپتانتریونال وستفالی ۞ واقع شده و دارای 50000 تن جمعیت است . نساجی و فلزکاری...
یونجه لو. [یُن ْ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه ، واقع در 36هزارگزی شمال باختر قره آغاج ، با 290 تن سکنه...
لیوان لو. [ لی ] (اِخ ) دهی جزء دهستان گرم بخش ترک شهرستان میانه ، واقع در 22هزارگزی خاوری ترک و 43هزارگزی شوسه ٔ خلخال به میانه . کوهستان...
قراجه لو. [ ق َ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر.واقع در 16هزارگزی خاور اهر و 2000 گزی شوسه ٔ اهر به خیاو. موقع جغرافیا...
قراجه لو. [ ق َ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نازلو بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه . واقع در 22500 گزی شمال خاوری ارومیه و 9000 گزی خاور شوسه ٔ ارومی...
خواجه لو. [ خوا / خا ج َ / ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شاهین دژ شهرستان مراغه . این دهکده کوهستانی با هوای معتدل و سالم و 165 ...
اسلام لو. [ اِ ] (اِخ ) تیره ای از ایل اینانلو (از ایلات خمسه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 86).