گفتگو درباره واژه گزارش تخلف مأل نویسه گردانی: MAL مأل . [ م َ ءَ / م َءْل ْ ] ۞ (ع ص ) مرد فربه سطبر، مؤنث آن مألة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): رجل مأل ؛ مرد فربه . (ناظم الاطباء). || (مص ) مألة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع مألة شود. واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱۱۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۷۸ ثانیه واژه معنی مال آخوند مال آخوند. [ خ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرمسیری است که در بخش کهکیلویه ٔ ۞ شهرستان بهبهان واقع است و 400 تن سکنه دارد که از طایفه ٔ طیبی... مآل بینی مآل بینی . [ م َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی مآل بین . مآل اندیشی . عاقبت اندیشی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مال امام مال امام . [ اِ ] (اِخ ) قریه ای است در هفت فرسنگی میانه ٔ جنوب و مغرب شول کپ . (از فارسنامه ناصری ). مال امیر مال امیر. [ اَ ] (اِخ ) مال الامیر. ایذه . ایذج . در نوزده فرسنگی مشرق شوشتر و آن قصبه ٔ مرکزی بختیاری است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ... مال و ثروت این دو واژه ی عربی یک واتا [کردی] (معنی) دارند و به کار بردن آنها با هم را افزوده نابجا، یا همانگویی (عربی: حشو قبیح) گویند که در پارسی فراوان به کار ... مال الاجاره مال الاجاره. [لُ اِ]. (ا. مر. عر.). پولی که مستٲجر در برابر استفاده از ملک یا خانه به صاحب ملک میدهد؛ اجارهبها. مال عبدعلی مال عبدعلی . [ ع َ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حیات داود است که در بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیا... مال محمود مال محمود. [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بکش است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 205 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی... مال محمود مال محمود. [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حیات داود است که در بخش گناوه ٔ شهرستان بوشهر واقع است و 210 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ای... مال امیری مال امیری . [ اَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چمچال است که در بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان واقع است و 340 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ا... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ صفحه ۱۰ از ۱۲ ۱۱ ۱۲ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود