متضرر
نویسه گردانی:
MTḌRR
متضرر. [ م ُ ت َ ض َرْ رِ ] (ع ص ) ضرر رساننده . (آنندراج ) (غیاث ). || پاشیده و پریشان شده و گزند یافته . ستم دیده . (ناظم الاطباء). زیان بیننده . ضرر رسیده . (فرهنگ فارسی معین ) : عجزه ومساکین مردم گیلان از سلوک ناهنجار و اطوار ناهموار مؤمی الیه ... متضرر... بودند. (از نامه ٔ شاه عباس به سلطان مراد عثمانی ، از فرهنگ فارسی معین ایضاً).
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: زیان دیده، زیان زده (دری) ژیکایوت žikāyut (سغدی: žika-āyut) ***فانکو آدینات 09163657861
متزرر. [ م ُ ت َ زَرْ رِ ] (ع ص ) جامه ای که دارای دکمه ها باشد و با آن دکمه ها آن جامه را محکم بندند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تزرر شود.