متناوب
نویسه گردانی:
MTNAWB
متناوب . [ م ُ ت َ وِ ] (ع ص ) به نوبت گیرنده ٔ آب و جز آن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). به نوبه . به نوبت .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تناوب شود.
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: یکی پس از دیگری، داوشانه dāveŝāne (دری) پشت سر هم، پیاپی (دری)
چشمه ٔ متناوب . [ چ َ /چ ِ م َ / م ِ ِی ُم ت َ وِ ] ۞ (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نوعی چشمه است که به فواصل معلوم بنوبت آب از آن جاری شود و ...
به عددی اعشاری گفته میشود که در آن، یک یا چند رقم (یا گروهی از ارقام) پس از ممیز، به طور مداوم و با یک الگوی ثابت تکرار میشوند. همتای پارسی این سه و...