اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

مجرا

نویسه گردانی: MJRʼ
مجرا. [ م َ ] (ع اِ) مَجری ̍ جای روان شدن و جای جاری شدن . (غیاث ) (آنندراج ). محل جریان و محل روان شدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به مجری شود.
- باد مجرا ؛ در شاهد ذیل مجرای باد، و مراد از باد نفحه یا دمی است که از آستین مریم وارد شد و نطفه ٔ عیسی در رحم وی تکوین یافت :
به مهد و راستین و حامل بکر
به دست و آستین باد مجرا.

خاقانی .


- مجرای آب ؛ جایی که آب از آن عبور می کند.
- مجرای بول ؛ راهی که کمیز از آن از آبدان بیرون می آید. (ناظم الاطباء). و رجوع به مجری شود.
- مجرای ماء ؛ محل گذر آب . (ناظم الاطباء).
- مجرای نهر ؛ بستر رودخانه .
|| نار و ناودان . || نهر و آبگذر. (ناظم الاطباء). راه آب :
چندان برون رانده سپه کاتش گرفته فرق مه
نه باد را بر خاک ره نه آب مجرا داشته .

خاقانی .


به تیشه روی خارا می خراشید
چو بید از سنگ مجرا می تراشید.

نظامی .


|| معبر و راه . || قنات و کاریز. || هدف و نشانه . (ناظم الاطباء).
- مجرا بستن ؛ نشانه گذاشتن برای توپ و جز آن .
|| یک منزل و یک مرحله از سفر. || مسافتی که کشتی در مدت بیست و چهار ساعت می پیماید. (ناظم الاطباء). || به اصطلاح بعضی متأخرین هندوستان ملاقات امرا و سلام و تسلیمات را گویند. (غیاث ) (آنندراج ). || نام حرکت رَوی . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مجری (اصطلاح قافیه ) شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
مجرا. [ م ُ ] (ع ص ) مُجری ̍ روان کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). روان شده و اجراشده . (ناظم الاطباء). ورجوع به مجری شود. || برآورده شده . (ن...
مجرع . [ م ُ رِ ] (ع ص ) ناقة مجرع ؛ ناقة اندک شیر. ج ، مجارع ، مجاریع. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مجرع . [ م ُ ج َرْ رَ ](ع ص ) رسنی که یک تاه آن تافته تر باشد. (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ریسمان یا زهی که یک تاه آن ...
مجرع . [ م ُ ج َرْ رِ ] (ع ص ) فروخوراننده ٔ خشم و جز آن . (از آنندراج ). آن که سبب می شود آشامیدن آب و فروخوردن خشم را. (ناظم الاطباء) (از م...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.