محمد
نویسه گردانی:
MḤMD
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن الجهم البرمکی ، وی از جمله ٔ مترجمین معروف از فارسی به عربی بوده است از قبیل ابن المقفع و سایر کسانی که اسامی ایشان در کتاب الفهرست و تاریخ حمزه ٔاصفهان و غیره مسطور است . و نیز از جمله ٔ علمای نجوم و منطق بوده و شرح حال مختصری از وی در تاریخ الحکماء قفطی ص (284) مذکور است و به علاوه ٔ مآخذ مذکوره ذکری از او استطراداً در مواضع ذیل آمده است : تاریخ طبری ج 3 ص 1162، اغانی ج 13 ص 16 و 17 و 131، کتاب الفهرست ص 275 و 277، ابن ابی اصیبعة ج 1 ص 212، نجوم الزاهره چ مصر ج 3 ص 243. (یادداشتهای قزوینی ج 7 ص 57).
واژه های همانند
۱,۰۳۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۵۹ ثانیه
شاه محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ملازم بابر پادشاه بود و منصب کتابداری داشت . این مطلع از اوست :هر چند شعله زد شب غم برق آه ماروشن نگشت...
شاه محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ولد مولانا حسن شاه شاعر است ، ابریشم کاری میکرد. ازوست این مطلع : میشدم در طلب یار نمی پرسیدم خبرش را ز ...
دلی محمد. [ دَ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج . واقعدر 20هزارگزی جنوب خاوری گل تپه و 10هزارگزی...
حاجی محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) شاعری از رجال دربار همایون شاه پادشاه هندوستان . بیت ذیل از اوست :صد آرزوست در دل تنگم گره ز دوست دل ...
حاجی محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) (امیر...) غناشیرین از امرا و بزرگان زمان میرزا سلطان محمدبن بایسنقر است . صاحب حبیب السیر گوید: «و امیر حاج...
باب محمد. [ ب ِ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) از درهای مسجد بیت المقدس است . (عقدالفرید چ مصر 1359 هَ . ق . ج 7 ص 298).
محمّد مخبر (زادهٔ ۴ تیرِ ۱۳۳۴) سیاستمدار و مدیر اجرایی ایرانی است که از سال ۱۴۰۰ در دولت سیزدهم بهعنوان هفتمین معاون اول رئیسجمهور ایران و پس از کشت...
پیشینه نقد محمد بن عبدالله، پایهگذار دین اسلام، به سده هفتم میلادی بازمیگردد. اعراب نامسلمان به او به دلیل آموزش یکتاپرستی انتقاد میکردند و انتقاده...
ده گل محمد. [ دِه ْ گ ُ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل . واقع در 24هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد. سکنه ٔ آن...
آشیانه خاندان محمد صلی الله علیه و آله؛ یعنی شهر قم