اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

محمد

نویسه گردانی: MḤMD
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن داود، مکنی به ابوعبداﷲ. فاضل ترین مردم روزگار خویش بود و از نخستین روز خلافت معتز عباسی وزیر او شد. از بسیاری از علما و فصحای عهد خویش دانش فراگرفت و به خط خود کتابهای بی شمار نگاشت و همه را واخوان و تصحیح کرد. ابوالحسن بن الفرات وزیر که از محمدبن داود بیم داشت اشاره به قتل او کرد و او را بکشتند (296 هَ .). از اوست :کتاب الورقه ۞ فی اخبار الشعراء. کتاب من سمی من الشعراء عمرو فی الجاهلیة والاسلام . کتاب الوزراء و کتاب الاربعة نظیر کتاب ابوهفان . (از فهرست ابن الندیم ). و رجوع به الاعلام زرکلی شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱,۰۳۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۴ ثانیه
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عنین ... رجوع به ابن عنین ابوالمحاسن محمدبن نصر... شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عیسی ... رجوع به ابوعیسی محمدبن عیسی بن سورة و وفیات الاعیان چ بیروت ج 4 ص 278 و ترمذی محمدبن عیسی بن ...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن عیسی بیتی است ازبیوت آل عیسی و رئیس آنها. (از صبح الاعشی ج 1 ص 325).
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن غالب رفاء اندلسی رصافی شاعر، ملقب به ابوعبداﷲ. از شعرای به نام ومشهور اندلس بود و در سال 572 هَ . ق . در...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن فتوح ابی نصربن عبداﷲبن حمیدبن یصل ازدی حمیدی اندلسی میورقی حافظ مشهور. اصل او از قرطبه از ربض رصافه ...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن فخرالدوله . رجوع به ابن جهیر عمیدالدوله محمدبن فخرالدوله شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن فخرالدین عبدالعزیز کوفی . رجوع به ابوسعیدبن فخرالدین و حواشی مرحوم قزوینی بر لباب الالباب چ لیدن منقول...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن فضل . رجوع به ابوالقاسم محمدبن ابوالعباس فضل بن احمد شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن فضل بن احمدبن محمدبن احمدبن ابوالعباس صاعدی فراوی نیسابوری ، ملقب به کمال الدین و مکنی به ابوعبداﷲ. مح...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن فلاح بن هبةاﷲ موسوی . رجوع به آل مشعشع شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.