محمد
نویسه گردانی:
MḤMD
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن سلام بن عبداﷲبن سالم جمحی مؤلف طبقات الشعراءو غریب القرآن ، کتاب الفاصل و کتاب بیوتات العرب و غیره . از حمادبن سلمه و مبارک بن فضاله و دیگران دانش فراگرفت و امام احمدبن حنبل و ثعلب و ابن الابار از وی روایت کنند. از بزرگان ادب و شعر بود در سن هشتادسالگی به سال 232 هَ . ق . درگذشت در همان سال که الواثق باﷲ درگذشت و برای متوکل بن المعتصم بیعت گرفتند. (از معجم الادباء ج 18 ص 204). رجوع به روضات الجنات ص 562 و ابن الندیم و رجوع به جمحی محمدبن سلام ... شود.
واژه های همانند
۱,۰۳۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۸ ثانیه
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن یزید ملقب به ابن ماجه . رجوع به ابن ماجه ابوعبداﷲ... و روضات الجنات ص 698 شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن یوسف میدانی . رجوع به میدانی و الاعلام زرکلی ج 3 ص 981 شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمد ادریسی ، مکنی به ابوعبداﷲ و ملقب به شریف ادریسی . رجوع به ادریسی ابوعبداﷲ شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمد ادریسی صقلی . رجوع به ادریسی ابوعبداﷲ محمد... شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمد بروی طوسی . رجوع به محمدبن محمدبن سعدبن عبداﷲ بروی شافعی . و رجوع به ابومنصور بروی طوسی شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمدجزری ملقب به شیخ شمس الدین . رجوع به ابن جزری شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمد صفی الدین بن نفیس الدین حامد. رجوع به عمادالدین کاتب شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمد مرادی بخارائی ، مکنی به ابوالحسن یا ابوالحسین . ثعالبی در یتیمةالدهر گوید: ابوالحسن محمدبن محمدمرادی ...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمد، مکنی به ابویعلی معروف به ابن هباریة. و رجوع به ابن هباریة شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمود... او راست کنزالحکمة و الشجرةالالهیة. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به شهرزوری شمس الدین محم...