محمد
نویسه گردانی:
MḤMD
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن علاءالدین ملقب به سیف الدین از پادشاهان غوری (556 - 558 هَ. ق .). بعد از پدر به تخت نشست ابتدا دعات اسماعیلی را که به دعوت پدرش پرداخته بودند کشت و هر جا از اسماعیلیان نشان یافت به قتلشان فرمان داد سپس دو پسرعم خود غیاث الدین محمد و شهاب الدین محمد را که به دست پدرش محبوس شده بودند خلاص کرد ولی هنوز یکسال و کسری بیشتر از سلطنتش نگذشته بود که گرفتار تعرضات ترکمانان غز گردید. سیف الدین محمد به جنگ ایشان رفت لیکن سپهسالار اردوی او که به علت قتل برادرش به دست سلطان از او کینه ای در دل داشت نیزه ای بر او زد و سیف الدین از اسب به زیر افتاد و غزان او را هلاک کردند.
واژه های همانند
۱,۰۳۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۴ ثانیه
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابوهاشم . رجوع به ابوهاشم محمد شریف مکه و الاعلام زرکلی ج 3 ص 878 شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) اخشیدبن طغج فرغانی اولین کس از آل اخشید در مصر. او به سال 318 هَ . ق . از طرف خلیفه نامزد حکومت مصر شد و در ...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) افضل الدین . رجوع به افضل الدین (خواجه ...) محمد شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) افندی . رجوع به بیومی محمد افندی و الاعلام زرکلی ج 3 ص 874 شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْم َ ] (اِخ ) السعیدبن عبدالعزیز، مکنی به ابوزیان (محمد ثالث ). هجدهمین از امرای بنی مرین مراکش (774 - 776 هَ . ق .). (معجم ...
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) المرتضی ... رجوع به ابوالقاسم محمدالمرتضی شود.
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) المؤیدبن ابی القاسم . دومین از ائمه ٔ صنعا (1029 - 1054 هَ . ق .). (معجم الانساب و الاسرات زامباور ص 189).
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) المهدی . اولین از امرای حمودی جزیرةالخضراء (431 - 440 هَ . ق .).
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) المهدی بن احمدبن الحسن . ششمین از ائمه ٔ صنعا (1097 - 1128 هَ . ق .). (معجم الانساب و الاسرات زامباور ص 189).
محمد. [ م ُح َم ْ م َ ] (اِخ ) الناصر چهارمین از موحدین (595 - 611 هَ . ق .). (معجم الانساب و الاسرات زامباور ص 113).