محمد
نویسه گردانی:
MḤMD
محمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن علی بن ابراهیم بن زبرج النحوی معروف به عتابی و مکنی به ابومنصور. در نحو و لغت وفنون ادب معرفتی داشت و خطی ملیح و صحیح می نوشت . ادب را از شریف ابوالسعادات هبةاﷲبن شجری و ابومنصور موهوب بن جوالیقی و جز این دو فراگرفت و حدیث از مشایخ وقت خود بشنید. ولادت وی در ماه ربیع الاول سال 484 هَ . ق . بود و شب سه شنبه بیست و پنجم جمادی الاولی به سال 556 هَ . ق . درگذشت . نسبت او به یکی از محله های بغداد است در جانب غریی که ابومنصور از آنجا برفت ودر جانب شرقی سکونت جست . (وفیات الاعیان ج 2 ص 99).
واژه های همانند
۱,۰۳۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۵۹ ثانیه
قلعه حمام لعل محمد. [ق َ ع َ ح َم ْ ما ل َ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد، واقع در 30هزارگزی ...
جابِرِ بْنِ اَفْلَح، ابو محمد، از منجمان بنام اندلس. از آنجا که ابن میمون (2/297) و بطروجی (I/53) او را اشبیلی خواندهاند، احتمالاً اهل اشبیلیه بوده ...
ابراهیم بن محمد ثقفی . [ اِ م ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ دِث َ ق َ ] (اِخ ) مکنی به ابواسحاق بن محمدبن سعیدبن هلال بن عاصم بن سعیدبن مسعود. مورخ و...
محمدرحیم متقی ایروانی (۲۱ بهمن ۱۲۹۹ در شیراز - ۱۲ اسفند ۱۳۸۴ در لندن)[۱] کارآفرین و سرمایهدار ایرانی، و بنیانگذار کفش ملی بود. او گروه صنعتی ملی را ...
محمّد حجازی، ملقب به مطیعالدوله (۲۵ فروردین ۱۲۸۰ در تهران – ۱۰ بهمن ۱۳۵۲ در تهران)، نویسنده، رماننویس، نمایشنامهنویس، مترجم، سیاستمدار و روزنامهن...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
ابراهیم بن محمد اصیلی . [ اِ م ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ دِ اَ ] (اِخ ) ادیب و شاعر از مردم اصیله ٔ اَندُلس . و پسر او ابومحمد عبداﷲ از فقهای مشهور اند...
ابراهیم بن محمد فزاری . [ اِ م ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ دِ ف َ ] (اِخ ) رجوع به ابواسحاق ابراهیم ... شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
محمد اسلامی ورنامخواستی (زادهٔ ۱ مهر ۱۳۳۵) نظامی و سیاستمدار ایرانی است که در دولت سیزدهم بهعنوان معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران فعّ...