اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

محوطة

نویسه گردانی: MḤWṬ
محوطة. [ م ُ ح َوْ وَ طَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث محوط. محوطه . دیواربرکشیده . دیوارکشیده . که در پیرامون دیوار دارد. دیواربست . هر جای محصور و محدود. هر جای که از دیوار و جز آن احاطه شده باشد و هر کشتزار محدودی . (از ناظم الاطباء). صاحب غیاث اللغات گوید اسم ظرف است از تحویط که سوای لام کلمه تعلیل و تبدیل نمی پذیرد و به فتح میم و سکون حاء غلط است چه صحیح داشتن حرف علت در صیغه ٔ ظرف اجوف از ثلاثی مجرد بدون موانع ثابت نشده ، یا آنکه در اصل «محوطةبه » بوده باشد (به فتح میم وضم حاء و سکون واو) و از کثرت استعمال صله ٔ باء حذف شده فقط محوطة به معنی اسم ظرف مستعمل شده است . (غیاث ): عُنَّه ؛ محوطه ٔ چوب . (منتهی الارب ). دیوار بست از چوب که شتران و اسبان را سازند. (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۳ ثانیه
محوطه . [ م ُ ح َوْ وَ طَ ] (ع ص ) محوطة. رجوع به محوطة شود. || (اِ) ساحت . فضا. عرصه . گشادگی و فراخنا.
همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پرچاب parcāb (سغدی: parcābd) ***فانکو آدینات 09163657861
محوطه جریمه: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: تاوانگاه (دری)
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.