مرثوم
نویسه گردانی:
MRṮWM
مرثوم . [ م َ ] (ع ص ) شکسته از هر چیزی . (منتهی الارب ). هر چه شکسته و خون آلود شود. رثیم . (از متن اللغة). نعت مفعولی است از رثم . رجوع به رثم شود. || خف مرثوم ؛ سپل شتر که بر سنگ آید و خون آلود شود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شکسته بینی خون آلود. (منتهی الارب ). رجوع به معنی اول شود.
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
مرسوم . [ م َ ] (ع ص ، اِ)نعت مفعولی است از مصدر رَسم . رجوع به رسم شود. || منقوش . (یادداشت مرحوم دهخدا). مرتسم . || نشان کرده شده . (...