گفتگو درباره واژه گزارش تخلف مزاج شناس نویسه گردانی: MZʼJ ŠNAS مزاج شناس . [ م ِ ش ِ ] (نف مرکب ) شناسنده ٔ مزاج . عالم طبایع : انجم چرخ را مزاج شناس طبعها را بهم گرفته قیاس .نظامی (هفت پیکر چ ارمغان ص 218). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود