معالات کردن
نویسه گردانی:
MʽALAT KRDN
معالات کردن . [ م ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) با کسی در بلندی نبرد کردن . در بلندی با کسی یا چیزی رقابت کردن : و لشکری که بدان با روزگار معادات و با فلک معالات توان کرد... در جهان آواره گشته ... (نفثةالمصدور). و رجوع به معالاة شود.
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.