گفتگو درباره واژه گزارش تخلف مفتخر نویسه گردانی: MFTḴR مفتخر.[ م ُ ت َ خ َ ] (ع اِ) مایه ٔ فخر و نازش : آن فخر من و مفتخر ماضی اسلاف آن صدر من و مصدر مستقبل اعقاب .خاقانی . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه واژه معنی مفتخر مفتخر. [ م ُت َ خ ِ ] ۞ (ع ص ) نازنده و مآثر کهنه را شمارنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). مأخوذ از تازی ، کسی که دارای بزرگی شود و افتخا... مفتخر مفتخر: همتای پارسی این واژه ی نازیبای عربی، اینهاست: آدریتا (سنسکریت: ādŕetā) ارهیتا arhitā (سنسکریت) اوپاسیت upāsit (سنسکریت: upāsita) ***فانکو آدینا... نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود