اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نانورد

نویسه گردانی: NANWRD
نانورد. [ ن َ وَ ] (نف مرکب ) که نمی نوردد. مقابل نورد و نوردنده . رجوع به نورد و نوردنده شود. || ناپسند. نالایق . ناسزاوار. نادرخور. (یادداشت مؤلف ) :
نانوردیم و خوار و این نه شگفت
که برو ردّ خار نیست نورد ۞ .

کسائی .


نورد بودم تا ورد من مورّد بود
برای ورد مرا تُرک من همی پرورد
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
از آن سبب که بخیری همی بپوشم ورد.

کسائی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.