اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نجار

نویسه گردانی: NJAR
نجار. [ ن َ ] (اِ) گلگونه و غازه باشد که زنان بر روی مالند. ۞ (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گلگونه باشد که زنان بر روی مالند. (جهانگیری ) (فرهنگ نظام ).اگر استعمال شده باشد ریشه اش در سنسکریت «نجر» از «جر» بمعنی پیری است ، چه گاهی سرخاب برای پوشاندن پیری مالیده می شود. (فرهنگ نظام ). غنجار. گلگونه . (اوبهی ). گلگونه . غازه ٔ زنان . (انجمن آرا). غازه . سرخاب .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
نجار ساغرجی . [ ن َج ْ جا رِ غ َ ] (اِخ ) رجوع به نجاری سمرقندی شود.
حظیره ٔ بنی نجار. [ ح َ رَ ی ِ ب َ ن َج ْ جا ] (اِخ ) نام موضعی بمدینه ٔ منورة. رجوع به جزء1 از ج 2 حبیب السیر چ طهران ص 206 شود.
ابراهیم بن علی نجار شروانی . [ اِ م ِ ن ِ ع َ ی ِ ن َج ْ جا رِ ش َرْ ] (اِخ ) متخلص به خاقانی و مکنی به ابوبدیل . رجوع به خاقانی شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.