نجار
نویسه گردانی:
NJAR
نجار. [ ن َج ْ جا ] (اِخ ) عبدالرحمن بن احمد بلخی امینی ،مکنی به ابوسراقه . از شاعران قرن چهارم هجری و از مداحان سلطان محمود غزنوی یمین الدوله است . او راست :
زره پوش ترک من آن ماه پیکر
زره دارد از مشک بر ماه انور
که دیده ست مشک مسلسل زره سای
که دیده ست ماه منور زره ور
به مشک اندرش تیر و بهرام و زهره
به ماه اندرش سوسن و مشک و عبهر
دو یاقوت خوانم لبش را نخوانم
که یاقوت را کی بود طعم شکّر؟
رجوع به لباب الالباب ج 2 ص 41 و 42 شود.
واژه های همانند
۲۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
نجار ساغرجی . [ ن َج ْ جا رِ غ َ ] (اِخ ) رجوع به نجاری سمرقندی شود.
حظیره ٔ بنی نجار. [ ح َ رَ ی ِ ب َ ن َج ْ جا ] (اِخ ) نام موضعی بمدینه ٔ منورة. رجوع به جزء1 از ج 2 حبیب السیر چ طهران ص 206 شود.
ابراهیم بن علی نجار شروانی . [ اِ م ِ ن ِ ع َ ی ِ ن َج ْ جا رِ ش َرْ ] (اِخ ) متخلص به خاقانی و مکنی به ابوبدیل . رجوع به خاقانی شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.