اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نخچد

نویسه گردانی: NḴCD
نخچد. [ ن َ چ َ ] (اِ) ریم آهن . (لغت فرس اسدی ) (آنندراج ) (جهانگیری ) (انجمن آرا). چرک آهن . (آنندراج ) (انجمن آرا) :
دو مار به گزنده بر دو لب تو دوسان
زآن قلیه ٔ چو طاعون زآن نان همچو نخچد.

منجیک ترمذی .


۞
گر آهنگران شکر جود تو گویند
به کوره درون زر شود جمله نخچد.
شمس فخری (از جهانگیری و آنندراج و انجمن آرا).
|| آن سنگ که حلاجان بدان برزنند تا درست گردد. (لغت فرس اسدی ). رجوع به نخجد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.