وادی
نویسه گردانی:
WʼDY
وادی . (اِخ ) یحیی بن ابی عبیدةبن الوادی که در حدیث ثقه بوده . (معجم البلدان ).
واژه های همانند
۱۷۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
وادی النمل . [ دِن ْ ن َ ] (اِخ ) در حکمةالاشراق باری حرص استعاره گردیده است : فاذا أتیت «وادی النمل » فانفض ذیلک : پس چون به وادی مورچگا...
وادی القری . [ دِل ْ ق ُ را ] (اِخ ) موضعی است در نزدیک مدینه . (از اقرب الموارد). شهرکی است [ به عربستان ] با مردم اندر میان بیابان نهاده ...
وادی الغرس . [ دِل ْ غ َ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک فدک واقع در نزدیک مدینه . (از معجم البلدان ذیل الغرس ). و رجوع به الغرس در معجم البلدان ...
وادی العجم . [ دِل ْ ع َ ج َ ] (اِخ ) حاکم نشینی است در دامنه های شرقی جبل الشیخ در غرب دمشق . (از قاموس الاعلام ترکی ).
وادی السمک . [ دِس ْ س َ م َ ] (اِخ ) موضعی است از توابع وادی صفرا واقع در حجاز که محل عبور حجاج است . (از معجم البلدان ذیل السمک ).
وادی الشزب . [ دِش ْ ش َ ] (اِخ ) از دهکده های نزدیک جهران از توابع صنعا در یمن است . (از معجم البلدان ).
وادی جهنم . [ ی ِ ج َ هََ ن ْ ن َ ] (اِخ ) موضعی است بین جامع شهر بیت المقدس و دشت ساهره : ... میان جامع و این دشت ساهره وادیی است عظیم ژ...
وادی حلفا. [ ح َ ] (اِخ ) قصبه ای است در منتهای جنوبی صعید، واقع در 384 هزارگزی جنوب غربی استان نوبه و ساحل شرقی نیل که 3445 تن سکنه دا...
وادی برکت . [ ی ِ ب َ رَ ک َ ] (اِخ ) آن وادیی است که یهوشافاط بعد از غلبه بر موآبیان در آنجا با قوم جمع شد، خداوند را متبارک نمودو الاَّن آ...
وادی بردا. [ ] (اِخ ) ناحیه ای است نزدیک دمشق . (نخبة الدهر دمشقی ص 199).