اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

واردات

نویسه گردانی: WʼRDʼT
واردات . [ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ وارده و وارد. رجوع به وارده و وارد شود. || اصطلاحی است اقتصادی در برابر صادرات یعنی کالاهایی که از ممالک دیگر به کشور آید. متاعی که از خارج کشور آرند. هر چیزی که از خارج داخل گردد. (ناظم الاطباء). || حاصل و محصول . خراج و آنچه در خزانه ٔ دولت داخل گردد. || سرگذشت و اتفاق وواقعات و حادثات . (ناظم الاطباء). || از نظر عرفانی آنچه در دل صوفی درآید از اموری که بر دیگران پوشیده است . (از یادداشتهای مؤلف ) :
گشاید دری بر دل از واردات
فشاند سر دست بر کائنات .

سعدی (بوستان ).


رجوع به وارد شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
واردات . [ رِ ] (اِخ ) (یوم ...) وقعه ای است بین بکر و تغلب و در آن بحیربن الحارث بن عیادبن مُرَة کشته شد و مهلهل درباره ٔ آن گفته است : ...
واردات . [ رِ ] (اِخ ) جایی است . (منتهی الارب ). موضعی است در جانب چپ مکه هنگام رفتن به آنجا.(تاج العروس ). معجم البلدان ابوعبید السکونی...
همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān (سغدی) فانکو آدینات 09163657861
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ماویسان māvisān فاشامان (سغدی) ***فانکو آدینات 09163657861
همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: فاشامان و ماویسان māvisān (سغدی) ***فانکو آدینات 09163657861
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.