وارونه کردن
نویسه گردانی:
WʼRWNH KRDN
وارونه کردن . [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) وارون کردن . سرنگون کردن . (ناظم الاطباء). باژگون کردن . ورمالیدن . معکوس کردن . (از یادداشتهای مؤلف ). زیر و بالا کردن . دگرگون کردن . منقلب ساختن .
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
خشتک وارونه کردن . [ خ ِ ت َ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از کوبیدن شدید طرف است . توضیح : وقتی که طرف آنچنان قوی باشد که با مغلوب ...