اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

واژه

نویسه گردانی: WʼŽH
واژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ) به لغت زند و پازند به معنی کلمه باشد که لفظ است و آن از دو حرف یا بیشتر مرکب میشود. (ازبرهان ). واژه کلمه را گویند. (رشیدی ). پهلوی : واچک ۞ (قول و کلام )، مرکب از واچ ۞ و واچکیه ۞ (شرح و بیان )، از ریشه ٔ اوستائی وچ (گفتن ). سانسکریت نیز: واچ ۞ (سخن گفتن ). در لهجه ٔ زرتشتیان نیز: واجه ۞ ، (کلمه ). در «آهار» جزو رودبار لواسان «سرواژه » به معنی صحبت کردن در خواب استعمال میشود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به معنی کلمه باشد و سخنی است که از سه حرف یا بیشتر ساخته شده باشد. (ازآنندراج ). کلمه . (انجمن آرا). و رجوع به واج شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۵ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
محمد علی سعیدی
۱۳۸۸/۱۱/۰۴ Iran
0
1

در زبان سنگسری لهجه محلی مردم مهدی شهر واژه به منی گفتن می باشد.مانند: بواژه : بگوید ( کید بواژه؟ : به کی بگوید؟ , چید بواژه ؟: چی بگوید ؟) نواژه : نگوید سرواژه : حرف زدن در خواب دیم واژ : هم صحبت صمیمی ( دیم : صورت)

محمد علی سعیدی
۱۳۸۸/۱۱/۰۴ Iran
2
1

گذرواژه در حال حاضر در فارسی به عنوان کلمه عبور میباشد و بیشتر در ارتباطات رایانه ای متداول می باشد.

ناشناس
۱۳۹۹/۰۹/۰۸
0
0

اصلا خوب نیست یعنی باید درست بگید 😡😠😤😬😰😤😡😠😤😬😰😡نفهم خر اشغال کسافت

خر
۱۳۹۹/۰۹/۰۸
0
0

گاو .خر اشغال کسافت


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.