گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وهاب نویسه گردانی: WHAB وهاب . [ وَهَْ ها ] (ع ص ) بخشنده . (مهذب الاسماء). نیک بخشنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بسیار بخشنده . (غیاث ) : تویی وهاب مال و جز تو واهب تویی فعال جود و جز تو فاعل .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۳ ثانیه واژه معنی وهاب وهاب . [ وَهَْ ها ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی : تا مآب و مصیر و ملجاء خلق نبود جز به خالق وهاب . سوزنی .داری هبت از ایزد وهاب سه نعمت... شهلا وهاب زاده شَهلا وَهّابزاده (زادهٔ ۲۸ ژانویه ۱۹۵۰)[۱] در سال ۱۳۴۶/۱۹۶۷ دختر شایسته ایران شد.[۲] پیش از سال ۱۳۴۶ این رقابتها زیر عنوان دختر ایران ترتیب داده می... وحاب وحاب . [ وُ ] (ع اِ) بیماریی است شتر را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد از صغانی ) (آنندراج ). یک نوع بیماریی است مر شتران را. (ناظم الاطباء)... نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود