هرع
نویسه گردانی:
HRʽ
هرع . [هََ رَ ] (ع مص ) روان گشتن خون . (منتهی الارب ). تند روان گشتن خون . (اقرب الموارد). || شتابان و مضطربانه رفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || تندگریه و تندرو بودن مرد. (اقرب الموارد).
واژه های همانند
۲۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
حَرّا (نام علمی: Avicennia marina) که مانگرو خاکستری یا مانگرو سفید نیز نامیده میشود، درختی از جامعه گیاهی مانگرو است که در خانواده گیاهی پاخرسیان طب...
لایعرف هراً من بر. [ ی َ رِ ف ُ هَِ رْ رَن ْ م ِ ب ِرر ] (ع جمله ٔ فعلیه ) او نمیشناسد رنج رسان را از راحت رسان یا گربه را از موش یا نافرمانبردا...