اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

هلالی

نویسه گردانی: HLALY
هلالی . [ هَِ ] (اِخ ) مؤلف مجالس النفائس نویسد: از مردم هری است و به نامرادی و دردمندی خود به سر میبرد. وی با جامی به مکه رفته و گاهگاه شعر گفته است ، زیرا وقت را عزیزتراز آن میدانسته که صرف شعر کند. این بیت از اوست :
بی غمت دم نمی توانم زد
دم بی غم نمیتوانم زد.

(از مجالس النفائس ص 253 از ترجمه ٔ فارسی ).


وی از معاصران جامی و امیر علیشیر مؤلف مجالس النفائس است .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
کهمس هلالی .[ ک َ م َ س ِ هَِ ] (اِخ ) صحابی است . (منتهی الارب ).
صالحی هلالی . [ ل ِ ی ِ هَِ ] (اِخ ) شمس الدین محمدبن نجم الدین بن محمد مکنی به ابوالفضائل دمشقی . کاتبی ادیب و شاعری شهیر است . مولد وی به ...
زاویه ٔ هلالی . [ ی َ ی ِ هَِ ] (اِخ ) زاویه ای است در محله ٔ جلوم دمشق . این زاویه پیش از این که به صورت زاویه درآید مسجدی کوچک بوده و ش...
اصطرلاب هلالی . [ اُ طُ ب ِ هَِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) یکی از اقسام اصطرلاب است . رجوع به اسطرلاب شود.
نمک حلالی . [ن َ م َ ح َ ] (حامص مرکب ) وفاداری . صداقت . (ناظم الاطباء). نمک به حلال بودن . مقابل نمک حرامی و نمک به حرامی .
حلالی خواستن . [ ح َ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) درخواست کردن حلیت را برای ذمه . (ناظم الاطباء). چون کسی مشرف بمرگ شود استغفار حقوق از دیگرا...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.