گفتگو درباره واژه گزارش تخلف هنود نویسه گردانی: HNWD هنود. [ هَُ ] (ع اِ) ج ِ هند. (منتهی الارب ). ج ِ هندی . (یادداشت مؤلف ) : پیل اندر خانه ٔتاریک بودعرضه را آورده بودندش هنود.مولوی . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه واژه معنی حنود حنود. [ ح َ ] (ع اِ) چاه و جمع آن حُنُد است . (اقرب الموارد). رجوع به حند شود. نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود