ادب آموزنده . [ اَ دَ زَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) ادب آموز. ادیب . استاد. معلم . || شاگرد. متعلم . معنی ادب آموزنده کرد؛ ای مؤدب کرد. (مؤید الفضل...
ادب الهند و الصین . [ اَ دَ بُل ْ هَِ دِ وَص ْ صی ] (اِخ ) نام کتابی هندی که بعربی نقل شده است . (ابن الندیم ).
ادب مرد به ز دولت اوست تحریر شد کمدیای به قلم ایرج پزشکزاد است که در ۱۳۵۲ نوشته و به وسیلهٔ انتشارات صفی علیشاه با طرح جلدی از صادق تبریزی[۱] با عنوا...
کتابی به فارسی، در اخلاق و تربیت منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷ـ۶۷۲ق). این کتاب برگردان ادبالصغیر عربی است که به ابن مقفع منسوب است. به احتمال ف...
در همة ادوار تاریخی، نوعی هماهنگی و همسازی میان شاخههای مختلف فرهنگ و هنر وجود دارد؛ فیالمثل معماری و مجسمهسازی و تئاتر و حکمت اندیشی در یونان قدیم...
آدب . [ دِ ] (ع ص ) بمیهمانی خواننده . میزبان .