اجازه ویرایش برای همه اعضا

ضیا

نویسه گردانی: ḌYA
روشنایی
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
ضیاء. (اِخ ) محمدبن محمد بسطامی . هدایت گوید: از فضلای عصر خود بوده و این بیت از اوست :در عشق بسی سؤال باشدکو را نبود جواب هرگز.(از ریاض ال...
ضیاء. (اِخ ) میرزا یوسف قزوینی . شاعر. چند گاهی در خدمت حکام گیلان و مازندران میزیست و سپس بملازمت سلاطین صفوی پیوست . این شعر از اوست :فغا...
ضیاء. (اِخ ) میر صفدرعلیخان بن عسکرعلیخان . شاعر. از احفاد شاه اسماعیل صفوی است . او در اورنگ آباد هند اقامت داشت و مورد نظر نواب دکن بود. این...
ضیاء. (اِخ ) نخشبی . یکی از ادبا و زهاد. وی از وطن خود نخشب بهندوستان رفت و بدانجا بسال 751 هَ . ق . درگذشت . ضیاء نخشبی در هندوستان بزبان سا...
اشاره به خورشید نورافشان است... در دیوان شمس تبریز ، حکیم مولانا چنین روشنایی را به تاریکی جهل ترجیح می دهد که با چشم درون نیز دیدنی می باشد و به چشم ...
ضیع. [ ض َ / ضی ] (ع مص ) ضیاع . ضَیعة. هلاک شدن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). تلف گردیدن . || بی تیمار و هیچکاره گردیدن . (منتهی الارب ...
ضیع. [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ ضیعة. (منتهی الارب ).
ضیع. [ ی َ] (ع مص ) ضَیاع . رجوع به ضیاع شود. (منتهی الارب ).
ذیع. [ ذَ ] (ع مص ) ذیوع . ذیعان : ذیع خبر؛ پراکنده شدن آن . ذیوع آن . فاش شدن آن . آشکار شدن خبر. (زوزنی ). بگستردن خبر. || آشکار کردن . (ت...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
حسین فلاح میبدی
۱۳۹۶/۱۱/۱۷
0
0

"زی" ریشه زیستن است و "زیَند" صفت فاعلی است که به " زند" تغییر شکل یافته است. پس واژه "زند" یعنی زندگی و با توجه به اینکه زندگی با روشنایی، نور، و گرما همراه است و از آنجا که آتش نماد نور و گرما و روشنایی و جان مایه زیستن و حیات بوده است "سنگ آتش زنه"
را نیز " زَند" نامیده اند یعنی گرما بخش، روشنایی بخش. و کتاب زند نیز می تواند کتاب زندگانی معنی شود. و امّا پازند می تواند به چند معنی بکار رفته باشد یک معنی آن است که سنگ یا بخش زیرین آتش زنه. و معنی دیگر یعنی بخش زیرین " زند" که می توان آن را پا نوشت یا
شرحی از کتاب زند دانست و معنی دیگر مرگ یا نازِندگی می باشد، اگر زندگی را به عنوان یک سطح در نظر بگیریم مرگ روی دیگر سکّه زندگی یا همان سطح پایین تر از زندگی معنی می یابد. "زن" نیز به معنی زندگی بخش بر همین معنی و مفهوم است. واژه "ضیاء" عربی که به معنی نور
و روشنایی است از "زیا" فارسی برگفته شده است( زیا= زی + آ -صفت فاعلی)


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.