اجازه ویرایش برای همه اعضا

چهار باغ

نویسه گردانی: CHAR BAḠ
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
چهارباغ . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) نام آهنگی در موسیقی . چهارپاره . رجوع به ذیل کلمه ٔ آهنگ شود.
چهارباغ . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) اصطلاحی بوده است .شاید مانند چهارخیابان امروز؟ (یادداشت مؤلف ): چارباغ . رجوع به چارباغ شود : آنسال مقام ...
چهارباغ . [ چ َ ] (اِخ ) نام خیابان وسیعی است در شهر اصفهان که از محاذی مغرب عمارت چهل ستون به طرف جنوب ممتد است و از جمله اماکن تاریخی...
چهارباغ . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش خوانسار شهرستان گلپایگان . 720 تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود محصولش غلات ، تنباکو و لبنیات است ...
چهارباغ . [ چ َ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور، 125 تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات است . (...
چهارباغ گروس . [ چ َ غ ِ گ َرْ رو ] (اِخ ) باغی است در سمت جنوب قصبه ٔ بیجار. رجوع به چارباغ گروس شود.
چهارباغ هرات . [ چ َ غ ِ هَِ ] (اِخ ) رجوع به چارباغ هرات شود.
چهارباغ مش-هد. [ چ َ غ ِ م َ هََ ] (اِخ ) نام یکی از محلات قدیم مشهد که در زمان شاهرخ شاه افشار دارالسلطنه در آن بوده است و اکنون نام کوچ...
چهارباغ طهران . [ چ َ طِ ] (اِخ ) رجوع شود به چارباغ طهران .
چهارباغ طوقچی . [ چ َ غ ِ طَ / طُو ] (اِخ ) خیابانی است در بیرون دروازه ٔ طوق__چی اصفهان . رجوع به چارباغ طوقچی شود.
« قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.