اجازه ویرایش برای همه اعضا

می باشد

نویسه گردانی: MY BAŠD
می باشد یک فعل غلط است که به جای "است" و "هست" بکار می رود. واژه ی « باشد » گویای آرزومندی و امیدواری برای انجام چیزی است. باشیدن ، به معنی ماندن، جا گرفتن، قرار گرفتن است. باش ، ریشۀ باشیدن است که به عنوان فعل امر نیز بکار می رود. نزدیکترین معنی باشد، فعل ماندن است.
باشد هم معنی بادا (چنین بادا) است.
در نگارش پارسی به جای می باشد باید است یا هست نوشت. اگر بپذیریم که فعل می باشد درست است و آن را هم معنی با است و هست بکار بریم آنگاه در صرف دستوری آن، فعل اول شخص مفرد آن چه خواهد شد؟ اگر پاسخ این باشد که فعل گذشتۀ اول شخص مفرد آن می بود است ناچاریم بپذیریم که بود که گذشتۀ « است » است هم معنی با می بود است ولی همگی می دانیم که چنین نیست.

آبی به روزنامه ٔ اعمال ما فشان
باشد توان سترد حروف گناه از او.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
سینا
۱۳۹۷/۰۷/۲۰
5
10

احسنت

ناشناس
۱۳۹۷/۰۹/۲۰
27
11

احسنت عربیه . تو را چه به فارسی . اومدی دیکشنری فارسی ، نظر عربی میزاری

مسعود ابراهیمی
۱۳۹۸/۰۶/۰۵
2
17

طرف نوشته احسنت عربیه. بعد خودش از کلکه دیکشنری انگلیسی انستفاده می کنه!

عرفان
۱۳۹۹/۰۴/۰۲
0
8

ایشون که گفتن، «تو را چه به فارسی» خودشون بهتره اول فرق فعلهای «گذاشتن» و «گزاردن» رو یاد بگیرن. «نظر عربی میزاری» اصلا معنی نداره دوست عزیز. «نظر عربی میذاری»


وحید
۱۳۹۷/۰۹/۲۰
0
9

با سلام مگر باش بن مضارع مصدر بودن نیست؟ اگر نیست پس فعل امر مصدر بودن و همچنین بن مضارع مصدر بودن چیست؟

باز هم وحید
۱۳۹۷/۰۹/۲۰
0
3

خب بلاخره میتونیم از می باشد استفاده کنیم یا خیر در ضمن مگر می باشد مثل بقیه ترکیب ها می + بن مضارع + شناسه نیست؟ پس چرا میگوییم غلط است. مساله دیگر اینکه مگر بین است و هست تفاوت وجود ندارد.؟پس اگر بخواهیم یک فعل ربطی جمع بکار ببریم چه بگوییم.مثلا : این دو نفر کارگر استند؟ هستند؟ یا می باشند؟

امیر لزگی
۱۳۹۷/۰۹/۲۱
3
5

با سلام. در مورداین سئوال: "اگر بپذیریم که فعل می باشد درست است و آن را هم معنی با است و هست بکار بریم آنگاه در صرف دستوری آن، فعل اول شخص مفرد آن چه خواهد شد؟" جواب: فعل اول شخص مفرد: می باشم ... صرف بقیه فعلها: می باشی ـ می باشد ـ می باشیم ـ می باشید ـ می باشند در مورد این سئوال: اگر پاسخ این باشد که فعل گذشتۀ اول شخص مفرد آن می بود است ناچاریم بپذیریم که بود که گذشتۀ « است » است هم معنی با می بود است ولی همگی می دانیم که چنین نیست." جواب: فعل گذشته ی اول شخص مفرد آن "می بود" نیست بلکه "می بودم" است. صرف فعلها: می بودم ـ می بودی ـ می بود ـ می بودیم ـ می بودید ـ می بودند توجه داشته باشیم که با توجه به مطالعات در زبانی برخی از افعال با گذشت زبان دچار تحولاتی می شوند و شاید استفاده از آنها کمتر شود و به همین جهت به گوش برخی از کاربران زبان نا آشنا می آیند. پیروز باشید.

مهــرآور
۱۳۹۷/۱۰/۰۷
0
12

آقای ناشناس! در جمله ای که نوشتید : " ... نظر عربی میزارید " "میزارید" اشتباه است. می گذارید صحیح است که نگارش محاوره ای آن می شود : میذارید در ضمن، شما که فارسی خوب بلد هستید! خوب هم برخورد و اظهار نظر کنید.

مهدی
۱۳۹۷/۱۰/۲۷
0
5

درست از نظر معنی معنی می باشد حالت امر هست اما از نظر نگارشی نامه های اداری بکار بردن کلمه های نیست هست است زیاد جالب نیست ولی همان کلمه می باشد رو که میگذاریم خیلی مودبانه بنظر میرسد است هست یکم رک و یکم لخت هست بنظرمن

حمید
۱۳۹۸/۰۵/۲۶
1
1

موشکافی هنر «نمی‌باشد» چشم از عیب دوختن هنر است صائب گُل به بویت گرچه «می‌باشد» «نمی‌باشد» بسی مَه به رویت گرچه‎می مانَد‎نمی مانَد تمام محتشم کاشانی با نظر مهدی موافقم در نامه های اداری خیلی وقتها استفاده از می باشد به جای است متن را ملایم تر می کند مثلا: -کلید اصلی تابلوها با جریان اتصال کوتاه حداقل 50 کیلو آمپر مطابق درخواست مشتری است. - کلید اصلی تابلوها با جریان اتصال کوتاه حداقل 50 کیلو آمپر مطابق درخواست مشتری می باشد. یا -برای هر موتور مقدار 10 متر کابل مناسب مطابق درخواست مشتری در نظر گرفته شده است و اجرای سینی و کابل کشی و سربندی تجهیزات فیلد در اسکوپ سازنده نیست. (انگار با مشتری دعوا داریم یا با مشتری قهر هستیم که کابل کشی و سریندی را انجام نمی دیم) -برای هر موتور مقدار 10 متر کابل مناسب مطابق درخواست مشتری در نظر گرفته شده است و اجرای سینی و کابل کشی و سربندی تجهیزات فیلد در اسکوپ سازنده نمی باشند. (میخواهیم بگوییم که ما این نوع کارها را انجام نمی دهیم)

مجتبی
۱۳۹۸/۱۱/۱۷
0
2

سال هاست که در نامه نگاری اداری از "می باشد" استفاده نمی کنم و هیچ مشکلی هم وجود نداشته. در ابتدای استفاده کمی غیر عادی به نظر میاد ولی بعد از مدتی متوجه می شید به خاطر عادت بوده که فکر می کردیم "می باشد" ملایم تر یا بهتره.


ناشناس
۱۳۹۹/۰۵/۰۷
0
0

دکتر قدیریان استادیار زبان و ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی بنیاد فردوسی معتقد است کاربرد فعلِ «می‌باشد» مانند بسیاری از واژه‌ها و فعل‌های موجود در زبان امروزی مورد استفاده ما، پیشینه‌ای کهن دارد و در کلامِ شمار قابلِ ملاحظه‌ای از ادیبان سخن سنج، به کار رفته‌است. در فارسی با قرار دادنِ «می»، پیش از بُن مضارع و افزودنِ شناسه به پایانِ آن، «مضارع اخباری» می‌سازیم. مثلاً بن مضارع «شدن»، «شو» است که بر طبقِ قاعده مذکور، «می‌شوم»، «می‌شوی»، «می‌شود» و... افعالِ مضارعِ اخباریِ به دست آمده از آن هستند. «بودن» نیز مصدری است که بنِ مضارعِ آن «باش» است و با قرار گرفتنِ این بُن، میانِ «می» و شناسه‌ها، افعالِ «می‌باشم»، «می‌باشی»، «می‌باشد»، «می‌باشیم»، «می‌باشید» و «می‌باشند» به دست می‌آیند. این نکته نیز حائز اهمیت است: مادامی که بتوانیم از «است» استفاده کنیم، از «می‌شود» پرهیز می‌کنیم اما برای جلوگیری از تکرار، «می‌شود» قابل استفاده‌است. برای جلوگیری از تکرار «می‌شود» نیز از «می‌گردد» کمک می‌گیریم.

ناشناس
۱۳۹۹/۰۵/۰۷
0
1

گر صحبت او خواهی از صحبتِ خود بگذر با خویش چو باشم من، با یار «نمی‌باشم» فیض کاشانی چرا تازه «نمی‌باشی» ز الطافِ ربیعِ دل؟ چرا چون گل نمی‌خندی؟ چرا عنبر نمی‌سایی؟ مولوی چون نزد تو ما ز جملۀ او باشیم سودای تو می‌پزیم و خوش «می‌باشیم» سنایی غزنوی سخن بگوی چو من در سخن «نمی‌باشم» که در حضورِ تو با خویشتن «نمی‌باشم» اوحدی مراغه ای به دیدارِ تو هستیم آرزومند به گفتار تو «می‌باشیم» خرسند سلمان ساوجی ما چو در سایه الطافِ خدا «می‌باشیم» هرچه پاشند به ما، ما به جهان می‌پاشیم شاه نعمت ا... ولی دل در دو جهان هیچ نخواهم بستن با آنکه مرا خوش است خوش «می‌باشم» عراقی چون بوعلی درآمد، شیخ گفت: ما را اندیشه زیارت «می‌باشد»؛ بوعلی گفت: ما در خدمت «می‌باشیم» اسرارالتوحید/ محمد بن منوّر پای مردان را «نمی‌باشد» نگار بلکه باشد غرقِ خون از نیشِ خار عمان سامانی روز و شب «می‌باشد» آن ساعت که همچون آفتاب می نمایی روی و دیگر باز روزن می‌بَری سعدی مرا شکیب «نمی‌باشد» ای مسلمانان ز روی خوب، لکم دینُکم ولی دینی سعدی ز حالِ بی خبرانت خبر «نمی‌باشد» به کوی خسته دلانت گذر «نمی‌باشد» خواجوی کرمانی

ناشناس
۱۳۹۹/۰۵/۰۷
0
0

کسان گویند: هر جوینده ا ی یابنده «می‌باشد» تو را می‌جویم و هرگز نمی‌یابم چه حال است این؟ هلالی جغتایی دلِ هر قطره‌ای دریای اسرارِ تو «می‌باشد» حباب بی سر و پا هم هوادارِ تو «می‌باشد» حزین لاهیجی مرا به فقر و فنا افتخار «می‌باشد» ز نامِ مُلکِ غنا، ننگ و عار «می‌باشد» شمس مغربی صبا را بر سرِ کویت توانایی چه «می‌باشد»؟ چمن را پیشِ رخسارِ تو رعنایی چه «می‌باشد»؟ سیدای نسفی عاشق همه دم زار و حزین «می‌باشد» سودازده و بی دل و دین «می‌باشد» محمّد فضولی به راز عشق، زبان در میان «نمی‌باشد» زبان ببند که آنجا بیان «نمی‌باشد» وحشی بافقی ای دل به سفر چرا نبندی مفرش کاندر حضَرَت عیش «نمی‌باشد» خوش؟ ابوالفرج رونی به مکتب راه‎می گیرد ز شوخی باز می‌دارد «نمی‌باشند» بیجا خردسالان، دشمنِ عاشق اسیر شهرستانی موشکافی هنر «نمی‌باشد» چشم از عیب دوختن هنر است صائب گُل به بویت گرچه «می‌باشد» «نمی‌باشد» بسی مَه به رویت گرچه‎می مانَد‎نمی مانَد تمام محتشم کاشانی بهتر آن باشد که چون مرغان ز دام دور «می‌باشیم» از هم والسلام عطار نیشابوری

گلرخ
۱۳۹۹/۰۵/۲۱
0
1

آیا ماضی مضارع بعید است یا می باشد فاعل استمراری ؟

شاهرخ
۱۳۹۹/۰۵/۲۱
0
2

ماذا تفعلان فی البیان هاذا مکان جازا پاپا رپا ؟



برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.