اجازه ویرایش برای همه اعضا

قزللو

نویسه گردانی: QZLLW
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
قزللو . [قِ زِ لْ] (اِ مرکب ترکی) قزل: طلا . لو: صفت مالکیت. صاحب طلا. صاحب زر || نام یکی از خانواده های ایرانی
قزل لو. [ ق ِ زِ ] (اِخ ) دهی از بخش سراسکند شهرستان تبریز واقع در 48 هزارگزی شمال باختری سراسکند و 18 هزارگزی شوسه ٔ تبریز به سراسکند و 10 هز...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
اصلان قزللو
۱۳۸۹/۰۱/۲۶ Iran
0
0

"قزل" در لغت به معنی طلا و "لو"در لغت می تواند به معنی دارنده باشد. اما در بیش تر موارد "لو" در اسم ها و نام خانوادگی ها به این معنا نیست. بلکه همانند"ی" نسبت در فارسی عمل می کند.
" قزللو"به معنی اهل قزل که گویا روستایی در خمسه ی زنجان بوده است. همچنین این پسوند در زبان فارسی به"لی" تغییر یافته است .
نکته ی مهم : تلفظ این پسوند در زبان ترکی اصلا "لو" هم نیست .بلکه پس از واج "ل"
یک مصوت متوسط می آید بین کسره و "ی" که نمونه ی آن را در فارسی نداریم . در حقیقت پسوند "لو" هم فارسی شده است.
با سپاس: اصلان قزللو


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.