ذی حیات . [ ح َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) جاناوَر. جانور. زائلة. دارای حیات . زنده . خداوند زندگی . || ذی حیاتی در اینجا نیست ؛احدی . هیچکس . متن...
آب حیات . [ ب ِ ح َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آب زندگانی : آب حیات زیر سخنهای خوب اوست آب حیات را بخور و جاودان ممیر. ناصرخسرو.کنونم آب ح...
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: لیژانِ هانوین ližâne hânvin؛ (کردی: ližana + اوستایی: hânmvin).
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: ژیداگ (پارتی: židag) ایستور istur (پارتی).
گروهی که مسئولیت اداره و نظارت بر فعالیتهای یک سازمان، شرکت، مجلس یا انجمن را برای یک دوره زمانی مشخص بر عهده دارند. همتای پارسی این دو واژه ی عربی، ...
انجمن سرپرستان/ گردانندگان= گروه سرپرستی، گروه کارگردان
حیاط خلوت. الف. حیاط کوچک در پشت خانة مسکونی و مستقل از حیاط بزرگ. ب. جائی که انسان بدون توجه به، و یا بدون دغدغه از، دنیای خارج به امور شخصی خود می پ...