اجازه ویرایش برای همه اعضا

الگو واره پارادایم الگو مثال

الگوواره (از یونانی: پارادیگما παράδειγμα paradeigma)، به انگلیسی پارادایم، سرمشق و الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی است که مجموعه‌ای از الگوها و نظریه‌ها را برای یک گروه یا یک جامعه شکل داده‌اند. هر گروه یا جامعه، «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب الگوواره‌ای که به آن عادت کرده تحلیل و توصیف می‌کند.

الگوواره‌هایی که از زمان‌های قدیم موجود بوده‌اند از طریق آموزش محیط به افراد، برای فرد به صورت چارچوب‌هایی «بدیهی» در می‌آیند.

واژهٔ پارادایم (Paradigm) نخست در سده پانزدهم و به معنی «الگو و مدل» مورد استفاده قرار گرفت. از سال ۱۹۶۰ کلمه پارادایم به الگوی تفکر در هر رشته علمی یا دیگر متون شناخت‌شناختی گفته می‌شود.

لغت‌نامه مریام-وبستر این واژه را چنین تعریف می‌کند: « چارچوب فلسفی و نظری از یک رشته یا مکتب علمی در کنار نظریه‌ها، قوانین، کلیات و تجربیات به دست آمده که قاعده‌مند شده‌اند». به طور کلی چارچوب نظری و فلسفی از هر نوع.

بر اساس ایده کوهن، پارادایم آن چیزی است که اعضای یک جامعه علمی با هم و هر کدام به تنهایی در آن سهیم هستند. مجموعه‌ای از مفروضات، مفاهیم، ارزش‌ها و تجربیات که روشی را برای مشاهده واقعیت جامعه‌ای که در آن سهیم هستند (به ویژه در رشته‌های روشنفکرانه) ارائه می‌کند. بر اساس ایده کوهن، پارادایم اصطلاح فراگیری است که همه پذیرفته‌های کارگزاران یک رشته علمی را دربر می‌گیرد و چارچوبی را فراهم می‌سازد که دانشمندان برای حل مسائل علمی در آن محدوده استدلال کنند. کوهن معتقد است پارادایم یک علم تا مدت‌های مدید تغییر نمی‌کند و دانشمندان در چارچوب مفهومی آن سرگرم کار خویش هستند. اما دیر یا زود بحرانی پیش می‌آید که پارادایم را درهم می‌شکند و دگرش علمی به وجود می‌آید که پس از مدتی پارادایم جدیدی به وجود می‌آورد و دوره‌ای جدید از علم آغاز می‌شود.

کوهن تئوری جاری را پارادایم نمی‌نامد، بلکه جهان‌بینی موجود را که آن نظریه در قالب آن شکل گرفته و همه کاربردهایی که از آن حاصل شده‌است را پارادایم می‌نامد.

محتویات [نمایش]
الگوواره علمی [ویرایش]

کوهن (۱۹۶۲) در کتاب ساختار انقلاب‌های علمی، الگوواره علمی را چنین تعریف می‌کند:

آنچه که مشاهده شده و مورد موشکافی قرار می‌گیرد.
نوع سوالاتی که مورد پرسش قرار گرفته و ارتباط جواب‌ها با موضوع بررسی می‌شود.
چگونگی ساختارمند کردن این سوالات
چگونگی تفسیر نتایج تحقیقات علمی
چگونگی اجرا و هدایت مطالعه تجربی و تجهیزاتی که برای اجرای مطالعه تجربی موجود است.
کوهن در توضیح الگوواره علمی واژه «علوم نرمال» را به کار می‌گیرد. بر این اساس فعالیت‌های روتینی که چالش‌برانگیز نبوده و تلاشی در جهت آزمون مفروضات (انگاره‌های) علم ندارد و در چارچوب هر پارادایم به توسعه و تکمیل آن علم کمک می‌کند، علوم نرمال خوانده می‌شود.

کوهن این شکل از علم را به حل جورچین تشبیه کرده‌است. علمی که مفروضات را به چالش می‌کشد و در واقع از چارچوب قبلی خارج می‌شود، علم دگرشی (انقلابی) یا یک تغییر الگوواره (پارادایم شیفت است.

تغییر الگوواره [ویرایش]

این واژه نیز اولین بار در سال ۱۹۶۲ توسط توماس کوهن در کتاب ساختار انقلاب‌های علمی، برای توصیف تغییر در مفروضات اساسی در دوره حکمرانی یک نظریه از علم به کار گرفته شد و پس از آن در بسیاری از حوزه‌های تجربیات انسانی مورد استفاده قرار گرفت.

تغییر الگوواره، تغییر آرام در روش‌شناسی یا تجربه‌است و غالباً به تغییر اساسی‌ای در تفکر و برنامه اطلاق می‌گردد که سرانجام روش اجرای پروژه‌ها را تغییر می‌دهد.

بر اساس ایده کوهن یک انقلاب علمی زمانی شکل می‌گیرد که دانشمندان با منتقدانی مواجه می‌شوند که نمی‌توان به سوالات آنها در چارچوب پارادایم مورد پذیرش عموم پاسخ داد.

همیشه هر پارادایمی منتقدانی دارد که غالبا کنار زده شده یا نادیده گرفته شده‌اند. هنگامی که تعداد مخالفان به شکل معناداری افزایش یافت، رشته‌های علمی با نوعی از بحران روبرو می‌شود و در خلال دوره بحران، ایده‌های جدید (و بعضا ایده‌هایی که قبلا ندیده گرفته می‌شدند) مورد توجه قرار می‌گیرند و سرانجام پارادایم جدیدی شکل می‌گیرد که پیروان خود را خواهد داشت و آنگاه نبرد بزرگ بین پیروان ایده جدید و قدیم روی می‌دهد. در این مواجهه طولانی انبوهی از اطلاعات تجربی و استدلالات علمی رد و بدل می‌شود.

کوهن رویارویی ایده ماکسول با اینشتین (دربارهٔ حرکت نور) را به عنوان شاهد ارائه می‌دهد. نهایتا اینکه شواهد هر ایده توسط افراد الک می‌شود، البته گاهی مواقع زمان منجر به پیروزی یکی از ایده‌ها می‌گردد. کوهن در این مورد جمله‌ای را از ماکس پلانک نقل می‌کند «حقیقت جدید علمی با قانع شدن مخالفان و روشن کردن آنان غلبه نمی‌یابد، بلکه مخالفان سرانجام می‌میرند و نسل جدید نیز با ایده جدید پرورش می‌یابد» این اتفاق انقلاب علمی یا پارادایم شیفت است.

آنچه برای علم فیزیک در اواخر قرن نوزدهم اتفاق افتاد یک پارادایم شیفت بود. لرد کلوین فیزیکدان مشهور آن زمان گفت «چیز جدید دیگری برای کشف کردن وجود ندارد و آنچه باقی مانده‌است تنها اندازه‌گیری دقیق و دقیق‌تر است». تنها پنج سال پس از آن، آلبرت انشتین مقاله معروف خود را در مورد نظریه نسبیت ارائه کرد که قوانین مکانیک نیوتونی (که بیش از سیصد سال برای توضیح حرکت و نیرو به کار می‌رفتند) را به چالش کشید.

کوهن بر این باور بود که تکامل تدریجی علم به سمت حقیقت نیست، بلکه دستخوش انقلاب‌های دوره‌ای است که او آن را «تغییر الگوواره» می‌نامد.

مهم‌ترین عامل فلج‌کننده تغییر الگوواره، ناتوانی ما در آگاهی از فراسوی الگوی تفکر جاری است. یک وجه مهم الگوواره کوهن این است که پارادایم‌ها مقایسه‌ناپذیرند. الگوواره جدیدی که جایگزین قبلی می‌شود، لزوماً بهتر از قبلی نیست، زیرا معیارهای مقایسه، به هر الگوواره بستگی دارد.

کوهن در مورد ساختار انقلاب‌های علمی می‌گوید «گذار موفقیت‌آمیز از یک پارادایم به دیگری به وسیله انقلاب الگوی معمول توسعه علوم در حال رشد است».

ویژگی علوم اجتماعی [ویرایش]
کوهن معتقد بود به کار بردن واژه تغییر الگوواره در علوم اجتماعی صحیح نیست و اصولا به وسیله این واژه می‌توان علوم اجتماعی را از علوم طبیعی تشخیص داد. با توجه به کثرت آرا در مورد یک موضوع در علوم اجتماعی واحد و همچنین چند مفهومی بودن واژه‌ها، الگوواره‌ای وجود ندارد. متی دوگان جامعه‌شناس فرانسوی، در مقاله‌ای این موضوع را دنبال کرده و نمونه‌های زیادی از عدم وجود الگوواره در علوم اجتماعی، به ویژه جامعه‌شناسی و علوم سیاسی ارائه داده‌است.

منبع ها [ویرایش]

مارگارت مسترمن "The Nature of a Paradigm" شابک:۰-۵۲۱-۰۹۶۲۳-۵ دانشگاه کمبریج ۱۹۷۰
The Three Means of Persuasion برهان ارسطو
آلکساندر پاینه Innovation und Paradigma بیله‌فلد ۲۰۰۶. شابک: ۳-۸۹۹۴۲-۴۵۸-۱
پیوند به بیرون [ویرایش]

An interesting look at how a Paradigm is created

Paradise

رده‌های صفحه: زیبایی‌شناسیشناخت‌شناسیفلسفه علم
از ویکی پدیا
قس عربی
بارادایم
من ویکیبیدیا، الموسوعة الحرة
غیر مفحوصة
محتویات [اعرض]
[عدل]تعریف

یمکن ترجمة مصطلح Paradigm بأنه (النموذج الفکری) أو النموذج الإدراکی، وقد ظهرت هذه الکلمة منذ أواخر الستینیات من القرن العشرین فی اللغة الإنجلیزیة بمفهوم جدید لیشیر إلى أی نمط تفکیر ضمن أی تخصص علمی أو موضوع متصل بنظریة المعرفة أو الإبستیمولوجیا. وقد کانت الکلمة فی أول الأمر قاصرة على قواعد اللغة، حیث کان تعریف قاموس میریام ویبستر للکلمة من ناحیة الاستخدام المتخصص لها فی قواعد اللغة أو الکتابة الإنشائیة کتشبیه أو حکایة. وفی علوم اللغة أیضا استخدم فردیناند دو سوسور Ferdinand de Saussure کلمة بارادیم لتشیر إلى طائفة من العناصر ذات الجوانب المتشابهة.
[عدل]النموذج الفکری العلمی

أعطى الفیلسوف توماس کون لهذه الکلمة معناها المعاصر عندما استخدمها للإشارة إلى مجموعة الممارسات التی تحدد أی تخصص علمی خلال فترة معینة من الوقت، وقد کان کون نفسه یفضل مصطلحات مثل العلم المعتاد أو النظریة العلمیة بالشکل المتعارف علیه، حیث لدیها معان فلسفیة أکثر تحدیدا (فی اللغة الإنجلیزیة)، ولکن فی کتابه (بنیة الثورات العلمیة) قام کون بتعریف النموذج الفکری - البارادایم - على أنه:
الموضوع الذی یمکن مراقبته ونقده.
الأسئلة التی من المفترض طرحها واستکشافها من أجل الحصول على إجابات فیما یتعلق بالموضوع.
کیف یمکن تحدید هیکل وبنیة هذه الأسئلة.
کیف یمکن تفسیر نتائج التحریات العلمیة.
أو بدیلا عن ذلک، یعرف قاموس أکسفورد کلمة بارادایم على أنها: (طابع أو نموذج أو مثال) وهکذا فإن المکون الإضافی فی تعریف کون لمفهوم البارادایم هو:
کیف یمکن القیام بالتجربة وما هی الأدوات المتاحة للقیام بالتجربة.
وهکذا فإنه فی إطار العلم المعتاد، یکون النموذج الفکری هو مجموعة التجارب المتعارف علیها التی من المفترض أن یتم احتذاء حذوها. ویمثل النموذج الفکری السائد طریقة أکثر تحدیدا فی رؤیة الواقع أو حدود ما یمکن تقبله من أبحاث فی المستقبل، وذلک أکثر من مجرد المنهج العلمی العام.
أحد أمثلة النماذج الفکریة المقبولة حالیا هو النموذج المتعارف علیه للفیزیاء أو علم الطبیعة. قد یسمح المنهج العلمی بالتحریات العلمیة التی تتبع القواعد فی العدید من الظواهر المتعارضة مع النموذج المتعارف علیه، ولکن یصعب الحصول على تمویل لمثل هذه الأبحاث والتجارب (لعدم سیرها طبقا لما هو متعارف علیه)، وذلک تبعا لمدى بعدها عن نظریات النموذج المتعارف علیه. فعلى سبیل المثال إذا کان موضوع للتجربة اختبار کتلة النیوترینو أو تحلل البروتون (مما یبعد قلیلا عن النموذج المتعارف علیه) فإن من المتوقع لها أن تحصل على تمویل أکثر مما إذا کان موضوعها البحث فی مخالفة قانون بقاء الطاقة أو ابتکار وسائل للسفر عبر الزمن عکسیا.
هناک مصطلحات مثل التفکیر العام / الجماعی Groupthinking أو العقلیة Mindset تحمل نفس المعانی وتنطبق على أمثلة أکبر أو أصغر فیما یتصل بالفکر المنظم.
وقد استخدم میشیل فوکو مصطلح نظریة المعرفة Epstime والخطاب Discourse و Mathesis و Taxinomia لجوانب من مفهوم کون الأصلی للنموذج الفکری - البارادایم.
[عدل]أحد التشبیهات البسیطة الشائعة
هناک تشبیه بسیط للنموذج الفکری - البارادیم بصندوق، وذلک فی العبارة الشائعة (التفکیر خارج الصندوق)، حیث یماثل التفکیر داخل الصندوق العلم المعتاد، حیث یتضمن الصندوق تفکیر هذا العلم وبالتالی فإن النموذج الفکری هو الصندوق. قصص مختلفة عن البارادیکم
بین دولتین عربیتین توجد ضرائب مرتفعة على أغلب البضائع ففکر أحد الأشخاص ببضاعة لیس علیها ضریبة وهی البرسیم فبدأ یحمل کل یوم برسیم على دباب وینقله للدولة الأخرى .. وکان یمر من خلال نقطة الجمارک دون أدنى شک فیه واستمر الأمر لمدة طویلة وبعد التحقیق اکتشف أنه کان یهرب کل یوم دباب .. هذا الشخص خرج عن حدود الباردایم لرجال الجمارک فلم یتمکنوا من کشفه.
--------- ----
دُعی أحد الدکاترة لإلقاء محاضرة فی مرکز للمدمنین عن أضرار الخمر فأحضر معه حوضان زجاجیان الأول فیه ماء والثانی فیه خمر ووضع دودة فی الماء فسبحت ثم وضعها فی الخمر فتحللت وذابت، حینها نظر الدکتور إلى المدمنین سائلا هل وصلت الرسالة؟ فکان الجواب نعم .. اللی فی بطنه دود یشرب خمر عشان یطیب !! هذا الدکتور نظر إلى التجربة من خلال باردایمه ولم یحاول الخروج إلى الباردایم الخاص بالمدمنین.
--------- ----
کان أحد السائقین یقود سیارته بهدوء فی أحد الطرق المزدوجة والمنحنیة وفجأة ظهرت أمامه سیارة فی مساره واستطاع أن یتفادها بصعوبة لکن حینما حاذه صاحب السیارة الذی دخل فی مساره فتح زجاج السیارة وصرخ بأعلى صوته خنزیر! غضب الرجل من هذه الکلمة ونعت ذلک الرجل بأقبح الصفات وبعد أن تجاوز المنحنى تفاجأ بخنزیر میت فی الطریق واصطدم به. باردایم هذا الشخص فسر کلمة خنزیر أنه شتیمة، بینما کان الشخص الآخر یقصد بذلک تنبیه الرجل ولکنه، لم یستوعب هذه الصورة فکانت النتیجة أنه شتم ذلک الرجل وصطدم بذلک الخنزیر.
--------- ----
کان هناک شخص اسمه هاری متخصص فی فتح الأقفال والخزانات وجاءه موظف من أحد البنوک الإنجلیزیة وتحداه أن یفتح خزانته خلال ساعتین، ضحک هاری وقال سأفتحها خلال خمس دقائق .. وبدأ هاری فی محاولة فتح الخزانة واستغرق ساعتین ولم یفتحها بعد ذلک یئس من فتح الخزانة واستند على باب الخزانة فانفتح الباب .. لأن الباب کان مفتوحاً بالأصل، لم یکن فی باردایم هاری احتمال أن الخزانة مفتوحة وهذه نقطة تسمى فی علم البارادایم (العودة إلى الصفر) حیث أن مهارة هاری تساوت مع مهارة أی طفل فی فتح الخزانات المفتوحة فلا تتمحور حول باردایم ضیق.
[عدل]نقلات النماذج الفکریة

تمیل النقلات فی النماذج الفکریة إلى أن تتخذ طابعا مأساویا فی العلوم التی تبدو راسخة وناضجة، کما هو الحال فی الفیزیاء مع نهایة القرن التاسع عشر، حیث کانت تبدو الفیزیاء فی ذلک الوقت تخصصا علمیا یقوم بملء آخر التفاصیل فی منظومة هائلة، وفی عام 1900 قال اللورد کلفن عبارة مشهورة وهی: (لم یعد هناک المزید لاکتشافه فی الفیزیاء الآن، لیس هناک إلا المزید والمزید من الدقة فی القیاسات)، وبعد ذلک بخمسة أعوام، أصدر ألبرت أینشتین بحثه حول نظریة النسبیة الخاصة، والتی قامت بتحدی أبسط القواعد التی خطتها میکانیکا نیوتن، والتی جرى استخدامها لوصف القوى والحرکة على مدى أکثر من ثلاثمائة عام، وفی هذه الحالة، قام النموذج الفکری الجدید بتقلیص النموذج القدیم لیناسب حالة خاصة (وبالنسبة لمیکانیکا نیوتن فقد کانت مناسبة فقط للوصف التقریبی عند سرعات بطیئة مقارنة بسرعة الضوء).
وفی کتابه (بنیة الثورات العلمیة)، کتب کون: (التحول المتتالی من أحد النماذج الفکریة إلى نموذج آخر من خلال الثورة هو طابع التطور المعتاد للعلم الناضج) ص 12. وکانت فکرة کون نفسها ثوریة فی وقته، فقد تسببت فی تغیر کبیر فی الطریقة التی یتحدث بها الأکادیمیون عن العلم، وهکذا فقد کانت فی حد ذاتها نقلة فی تاریخ وسوسیولوجیة العلم.
وقد تقبل فلاسفة ومؤرخو العلوم فی نهایة المطاف بما فیهم کون نفسه نسخة معدلة من نموذج کون، مما یخلق نظرة جدیدة لنموذج متدرج یسبقها، وحالیا ینظر إلى نموذج کون على أنها قاصر جدا.
تصنیفات: علم الجمال دخیل یونانی نظریة المعرفة
قس ترکی آذربایجانی
Paradiqma (yun. παράδειγμα, - nümunə, model)- müəyyən tarixi dövr ərazində elmdə mövcud konseptual sxem, problemin qoyuluşu, həlli və öyrənilməsi modeli, tədqiqat metodunu bildirən əsas elmi baxış, cərəyan.
Kateqoriyalar: FəlsəfəSosiologiya
قس انگلیسی

Paradigm
From Wikipedia, the free encyclopedia
For other uses, see Paradigm (disambiguation).
In science, paradigm ( /ˈpærədaɪm/) describes distinct concepts or thought patterns in any scientific discipline or other epistemological context.
Contents [show]
[edit]Scientific paradigm

Main articles: Paradigm shift, Sociology of knowledge, Systemics, Commensurability (philosophy of science), and Confirmation holism
See also: Paradigm (experimental), and Scientific consensus
The historian of science Thomas Kuhn gave paradigm its contemporary meaning when he adopted the word to refer to the set of practices that define a scientific discipline at any particular period of time. Kuhn himself came to prefer the terms exemplar and normal science, which have more precise philosophical meanings. However in his book The Structure of Scientific Revolutions Kuhn defines a scientific paradigm as: "universally recognized scientific achievements that, for a time, provide model problems and solutions for a community of researchers", i.e.,
what is to be observed and scrutinized
the kind of questions that are supposed to be asked and probed for answers in relation to this subject
how these questions are to be structured
how the results of scientific investigations should be interpreted
Alternatively, the Oxford English Dictionary defines paradigm as "a pattern or model, an exemplar." Thus an additional component of Kuhn's definition of paradigm is:
how is an experiment to be conducted, and what equipment is available to conduct the experiment.
Thus, within normal science, the paradigm is the set of exemplary experiments that are likely to be copied or emulated. In this scientific context, the prevailing paradigm often represents a more specific way of viewing reality, or limitations on acceptable programs for future research, than the more general scientific method.
A currently accepted paradigm would be the standard model of physics. The scientific method would allow for orthodox scientific investigations into phenomena which might contradict or disprove the standard model; however grant funding would be proportionately more difficult to obtain for such experiments, depending on the degree of deviation from the accepted standard model theory which the experiment would be expected to test for. To illustrate the point, an experiment to test for the mass of neutrinos or the decay of protons (small departures from the model) would be more likely to receive money than experiments to look for the violation of the conservation of momentum, or ways to engineer reverse time travel.
One important aspect of Kuhn's paradigms is that the paradigms are incommensurable, meaning two paradigms cannot be reconciled with each other because they cannot be subjected to the same common standard of comparison. That is, no meaningful comparison between them is possible without fundamental modification of the concepts that are an intrinsic part of the paradigms being compared. This way of looking at the concept of "paradigm" creates a paradox of sorts, since competing paradigms are in fact constantly being measured against each other. (Nonetheless, competing paradigms are not fully intelligible solely within the context of their own conceptual frameworks.) For this reason, paradigm as a concept in the philosophy of science might more meaningfully be defined as a self-reliant explanatory model or conceptual framework. This definition makes it clear that the real barrier to comparison is not necessarily the absence of common units of measurement, but an absence of mutually compatible or mutually intelligible concepts. Under this system, a new paradigm which replaces an old paradigm is not necessarily better, because the criteria of judgment are controlled by the paradigm itself, and by the conceptual framework which defines the paradigm and gives it its explanatory value.[1][2]
A more disparaging term groupthink, and the term mindset, have somewhat similar meanings that apply to smaller and larger scale examples of disciplined thought. Michel Foucault used the terms episteme and discourse, mathesis and taxinomia, for aspects of a "paradigm" in Kuhn's original sense.
Simple common analogy: A simplified analogy for paradigm is a habit of reasoning, or "the box" in the commonly used phrase "thinking outside the box". Thinking inside the box is analogous with normal science. The box encompasses the thinking of normal science and thus the box is analogous with paradigm. "Thinking outside the box" would be what Kuhn calls revolutionary science. Revolutionary science is usually unsuccessful, and very rarely leads to new paradigms. However, when they are successful they lead to large scale changes in the scientific worldview. When these large scale shifts in the scientific view are implemented and accepted by the majority, it will then become "the box" and science will progress within it.
[edit]Paradigm shifts

Main article: Paradigm shift
In The Structure of Scientific Revolutions, Kuhn wrote that "Successive transition from one paradigm to another via revolution is the usual developmental pattern of mature science." (p. 12)
Paradigm shifts tend to be most dramatic in sciences that appear to be stable and mature, as in physics at the end of the 19th century. At that time, a statement generally attributed to physicist Lord Kelvin famously claimed, "There is nothing new to be discovered in physics now. All that remains is more and more precise measurement."[3] Five years later, Albert Einstein published his paper on special relativity, which challenged the very simple set of rules laid down by Newtonian mechanics, which had been used to describe force and motion for over two hundred years. In this case, the new paradigm reduces the old to a special case in the sense that Newtonian mechanics is still a good model for approximation for speeds that are slow compared to the speed of light. Philosophers and historians of science, including Kuhn himself, ultimately accepted a modified version of Kuhn's model, which synthesizes his original view with the gradualist model that preceded it. Kuhn's original model is now generally seen as too limited.
Kuhn's idea was itself revolutionary in its time, as it caused a major change in the way that academics talk about science. Thus, it could be argued that it caused or was itself part of a "paradigm shift" in the history and sociology of science. However, Kuhn would not recognize such a paradigm shift. Being in the social sciences, people can still use earlier ideas to discuss the history of science.
[edit]The concept of paradigm and the social sciences

Kuhn himself did not consider the concept of paradigm as appropriate for the social sciences. He explains in his preface to The Structure of Scientific Revolutions that he concocted the concept of paradigm precisely in order to distinguish the social from the natural sciences (p.x). He wrote this book at the Palo Alto Center for Scholars, surrounded by social scientists, when he observed that they were never in agreement on theories or concepts. He explains that he wrote this book precisely to show that there are no, nor can there be any, paradigms in the social sciences. Mattei Dogan, a French sociologist, in his article "Paradigms in the [Social Sciences]," develops Kuhn's original thesis that there are no paradigms at all in the social sciences since the concepts are polysemic, the deliberate mutual ignorance between scholars and the proliferation of schools in these disciplines. Dogan provides many examples of the non-existence of paradigms in the social sciences in his essay, particularly in sociology, political science and political anthropology.
[edit]Paradigm paralysis
Perhaps the greatest barrier to a paradigm shift, in some cases, is the reality of paradigm paralysis: the inability or refusal to see beyond the current models of thinking.[4] This is similar to what psychologists term Confirmation bias.
Examples include rejection of Galileo's theory of a heliocentric universe, the discovery of electrostatic photography, xerography and the quartz clock.
[edit]Etymology

Paradigm comes from Greek "παράδειγμα" (paradeigma), "pattern, example, sample"[5] from the verb "παραδείκνυμι" (paradeiknumi), "exhibit, represent, expose"[6] and that from "παρά" (para), "beside, beyond"[7] + "δείκνυμι" (deiknumi), "to show, to point out".[8]
The original Greek term παράδειγμα (paradeigma) was used in Greek texts such as Plato's Timaeus (28A) as the model or the pattern that the Demiurge (god) used to create the cosmos. The term had a technical meaning in the field of grammar: the 1900 Merriam-Webster dictionary defines its technical use only in the context of grammar or, in rhetoric, as a term for an illustrative parable or fable. In linguistics, Ferdinand de Saussure used paradigm to refer to a class of elements with similarities.
The Merriam-Webster Online dictionary defines this usage as "a philosophical and theoretical framework of a scientific school or discipline within which theories, laws, and generalizations and the experiments performed in support of them are formulated; broadly: a philosophical or theoretical framework of any kind."[9]
[edit]Other uses

Handa, M.L. (1986) introduced the idea of "social paradigm" in the context of social sciences. He identified the basic components of a social paradigm. Like Kuhn, Handa addressed the issue of changing paradigm; the process popularly known as "paradigm shift". In this respect, he focused on social circumstances that precipitate such a shift and the effects of the shift on social institutions, including the institution of education. This broad shift in the social arena, in turn, changes the way the individual perceives reality.
Another use of the word paradigm is in the sense of "worldview". For example, in social science, the term is used to describe the set of experiences, beliefs and values that affect the way an individual perceives reality and responds to that perception. Social scientists have adopted the Kuhnian phrase "paradigm shift" to denote a change in how a given society goes about organizing and understanding reality. A “dominant paradigm” refers to the values, or system of thought, in a society that are most standard and widely held at a given time. Dominant paradigms are shaped both by the community’s cultural background and by the context of the historical moment. The following are conditions that facilitate a system of thought to become an accepted dominant paradigm:
Professional organizations that give legitimacy to the paradigm
Dynamic leaders who introduce and purport the paradigm
Journals and editors who write about the system of thought. They both disseminate the information essential to the paradigm and give the paradigm legitimacy
Government agencies who give credence to the paradigm
Educators who propagate the paradigm’s ideas by teaching it to students
Conferences conducted that are devoted to discussing ideas central to the paradigm
Media coverage
Lay groups, or groups based around the concerns of lay persons, that embrace the beliefs central to the paradigm
Sources of funding to further research on the paradigm
The word paradigm is also still used to indicate a pattern or model or an outstandingly clear or typical example or archetype. The term is frequently used in this sense in the design professions. Design Paradigms or archetypes comprise functional precedents for design solutions. The best known references on design paradigms are Design Paradigms: A Sourcebook for Creative Visualization, by Wake, and Design Paradigms by Petroski.
This term is also used in cybernetics. Here it means (in a very wide sense) a (conceptual) protoprogram for reducing the chaotic mass to some form of order. Note the similarities to the concept of entropy in chemistry and physics. A paradigm there would be a sort of prohibition to proceed with any action that would increase the total entropy of the system. In order to create a paradigm, a closed system which would accept any changes is required. Thus a paradigm can be only applied to a system that is not in its final stage.
[edit]Notes

^ Slattery, Martin (2003). Key ideas in sociology. Cheltenham : Nelson Thornes. pp. 151, 152, 153, 155. ISBN 978-0-7487-6565-2.
^ Nickles, Thomas (December 2002). Thomas Kuhn. Cambridge University Press. pp. 1, 2, 3, 4. DOI:10.2277/0521792061. ISBN 978-0-521-79206-6. "Thomas Kuhn (1922–1996), the author of The Structure of Scientific Revolutions, is probably the best-known and most influential historian and philosopher of science of the last 25 years, and has become something of a cultural icon. His concepts of paradigm, paradigm change and incommensurability have changed the way we think about science."
^ The attribution of this statement to Lord Kelvin is given in a number of sources, but without citation. It is reputed to be Kelvin's remark made in an address to the British Association for the Advancement of Science in 1900. See the article on Lord Kelvin for additional details and references.
^ Do you suffer from paradigm paralysis?
^ παράδειγμα, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on Perseus Digital Library
^ παραδείκνυμι, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on Perseus Digital Library
^ παρά, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on Perseus Digital Library
^ δείκνυμι, Henry George Liddell, Robert Scott, A Greek-English Lexicon, on Perseus Digital Library
^ paradigm - Definition from the Merriam-Webster Online Dictionary
[edit]See also

Look up paradigm in Wiktionary, the free dictionary.
Concept
Conceptual framework
Conceptual schema
Contextualism
Perspectivism
Programming paradigm
The history of the various paradigms in evolutionary biology (Wikiversity)
Metanarrative
Poststructuralism
World view
[edit]References and links

Clarke, Thomas and Clegg, Stewart (eds). Changing Paradigms. London: HarperCollins, 2000.ISBN 0-00-638731-4
Handa, M. L. (1986) "Peace Paradigm: Transcending Liberal and Marxian Paradigms" Paper presented in "International Symposium on Science, Technology and Development, New Delhi, India, March 20–25, 1987, Mimeographed at O.I.S.E., University of Toronto, Canada (1986)
Kuhn, Thomas S. The Structure of Scientific Revolutions, 3rd Ed. Chicago and London: Univ. of Chicago Press, 1996. ISBN 0-226-45808-3 - Google Books Aug. 2011
Masterman, Margaret, "The Nature of a Paradigm," pp. 59–89 in Imre Lakatos and Alan Musgrave. Criticism and the Growth of Knowledge. Cambridge: Cambridge Univ. Press, 1970. ISBN 0-521-09623-5
Encyclopædia Britannica, Univ. of Chicago, 2003, ISBN 0-85229-961-3
Dogan, Mattei., "Paradigms in the Social Sciences," in International Encyclopedia of the Social and Behavioral Sciences, Volume 16, 2001)
Paradigm Presentation An interesting look at how a Paradigm is created
"JSTOR: British Journal of Sociology of Education: Vol. 13, No. 1 (1992), pp. 131-143". Retrieved 2007-06-18.
The Fourth Paradigm: Data-Intensive Scientific Discovery, Microsoft Research, 2009, ISBN 978-0-9825442-0-4 http://fourthparadigm.org
[show] v t e
Philosophy of science
[show] v t e
Technology
View page ratings
Rate this page
What's this?
Trustworthy
Objective
Complete
Well-written
I am highly knowledgeable about this topic (optional)

Submit ratings
Categories: Epistemology of scienceAestheticsBuzzwordsGreek loanwords
قس ترکی استانبولی
Paradigma
Vikipedi, özgür ansiklopedi
paradigma ;isim (paradi'gma) Fransızca paradigme kelimesinde gelir Türk dil kurumu sözlüğü anlam karşılığı ; "Değerler dizisi" olarak tanımlanmıştır.

1960'lardan beri paradigma kelimesi herhangi bir bilimsel disiplin veya başka epistemolojik içerikte bir düşünce kalıbına gönderme yapar. Başlangıçta kelime gramere özgüydü: 1900 Merriam-Webster sözlüğü, gramerin içeriğinde sadece onun tekniksel kullanımını veya onu retorikte bir mesel veya masal (anlamını) açıklayıcıları için bir terim olarak tanımlar. Dilbilimde, Ferdinand de Saussure paradigmayı benzer özellikteki öğelerin bir sınıfı için kullandı. Ek olarak Model ya da kuramsal çerçeve anlamında kullanılabilen bir terimdir ve göstermek, anlaşılır kılmak, örnek teşkil etmek, sınırları belli olan ön bulgu ve genel anlamında da dünya bakışı anlamlarına gelir.
Konu başlıkları [gizle]
1 Bilimsel paradigma
2 Diğer kullanım alanları
3 Gözat
4 Kaynakça
Bilimsel paradigma [değiştir]

Yunanca παραδείγματι (paradeigma)'dan gelen kavramın popülerliğini sağlayan Thomas Samuel Kuhn'dur. Bilimsel Devrimlerin Yapısı adlı kitabında düşünsel çerçeve, kuramsallığın belirli bir terimi olarak ve kendisi de yirmi çeşit paradigmada kullanarak anlatır. Ana anlamı, bir bilim çevresine belli bir süre için, bir model sağlayan evrensel olarak kabul edilen bilimsel başarılar, olarak tanımlanır.
Thomas Samuel Kuhn bilimsel anlamında paradigmayı şöyle formüle etmektedir:
- İzlenen ve kontrol edilen olandır.
- Soruların tarzı hangi konuyla ilgili olduğuyla iç içedir ve sağlamasının nasıl test edilebilirliğiyledir.
- Bu soruların nasıl sorulacağıyladır.
- Sonuçların karşılaştırmalı olarak nasıl yorumlanacağıyladır.
Yani Kuhn'a göre paradigma, kabul görülmeye öncelikle hakim olan bir düşüncenin belli bir zaman dilimi içindeki ilk örneğidir. Uzun deneyimleri ve kanıtlarını içerisinde barındırır. Diğer anlamıyla paradigma, bir düşüncenin genel onayı (genel kabul görüleni) tasarımsal olarak varsayışının bir yansımasıdır ve bu da birçok sorunun yanıtlarını da beraberinde taşıyarak sunar. Bu tanımlamada paradigmanın bilimsel çalışmalardaki olgusu, model sunmak ya da bu suretle görüngüleri önceden açıklamak deneyidir.
Kuram, paradigma değildir. Paradigma olması için, yeni ve benzersiz olması, yeniliğinin gelecekteki çalışmalara kaynaklık edecek türde olması gerekir. Bir olağan paradigma, olağan bilim etkinliği kuramıdır. Bu kuram her şeyi çözemez, açıkta kalan sorunları görmezden gelir veya dosyalar. Bunlar ve getirdiği sorunlar büyüyüp de kuramın başına bela olduğu zaman, bilim insanları çözüm bulmak zorunda kalırlar.Bunun sonucunda olağanüstü paradigma dönemi gelir. Olağan dönem iflas etmiştir. Kriz döneminde bilim insanı (örneğin Ziya Gökalp bir kriz geçirmiştir), yeni paradigma oluşturmak zorundadır. Paradigma değişikliği budur. Bir bunalım dönemi gelir ve her şey altüst olur. Kavramların yerli yerine konması için belki bütün teori baştan alınır. Ancak bu olağanüstü dönemde eski paradigmalar direnirler, teoriden kopmalar çatışmalara yol açar.
Terim olarak Thomas Samuel Kuhn'un kullanmasından önce Herodot, Platon, Aristoteles'de geçer. Ancak bilinen kesin anlamına ve bilim felsefesindeki tartışmasız konumuna Kuhn ile ulaşmıştır. Terimin amacı geniş bir düşünsel çerçevedir. Kuhn'un Bilimsel Devrimlerin Yapısı kitabında 21 farklı anlamda kullanılır. Esas olarak, bir bilim çevresine belli bir süre için egemen olan model, anlamını verir. Bir kuramın paradigma olması için öyle bir yenilik getirmesi lazımdır ki, hem rakipleri varsa şaşırsın ve hayran olsun, hem de çağını aşarak ilerideki görüşlere kapı açsın. Olağan paradigma da zamanla çözemediği sorunlar olduğunda bunalıma düşer ve olaganüstü arayışlara girer ki bu döneme paradigma değişikliği hakimdir. Kuhn, bu anlamda bilimsel bilginin gelişiminin Bilimdeki devrimsel/sıçramalı gelişmelerle meydana gelidiğini belirtir. Belirli bir egemen paradigma artık geçerliliğini yitirmeye başladığında kendiliğinden yeni bir paradigmaya yerini bırakmaz, aksine bu devrimsel süreçlere benzeyen aşamalar gösterir. Paradigma değişiklikleri eskisinde büyük yıkımlara yol açar. Belirli bir paradigmanın belirli bir zamandaki geçerliliği, sözkonusu paradigmanın genel-kabuledilirliği ile ilintilidir.
Diğer kullanım alanları [değiştir]

Kuhn'dan sonra paradigma yeni fenomenler oluşuncaya dek tanımını korudu ve o güne kadar olan öğretisi artık ortak onaydan uzaklaştı. Bu zamanda yeni teoriler geliştirildi. Savunucuların farklı öğretilerden yola çıkarak ortaya koydukları tanımlamalar paradigma değişimi adlı kuramı ortaya çıkardı.
Paradigma, ayrıca anlatılar için de kullanılır. Örneğin içinde ahlaki anlamda bir öğreti barındıran bir masal ki, eğer gerçeğe yönelik kaygılardan yola çıkarak örnekleme yapıyor ve sonuçta ders verici yenilikçi bir mesaj sunuyorsa, bir anlamda burada da paradigmadan söz edilebilir. Bilim, teknoloji ve ekonomide de biçimsel yanıyla çok farklı anlaşılmayan bir tarzla yine kullanılır. Özellikle bilgisayar dünyasında veya ekonomide yöneticilik statüsünde. Örneğin "Programlama Paradigmaları, Postkapitalist Pradigma, Yönetim paradigması..." gibi.
Reklâm sektöründe ilişkisel olarak üretim mekanizmasının bir sonucu olarak özellikle yeni ve teşvik edici olanın görünümü üzerinde dikkatleri çekmek üzere kullanılır.
Organizasyon teorisinde işletmenin felsefesi üzerine konsepti yer alır. Yani sunuş, anlayış ve tarzı içeren bir özümsemedir bu. Bunlardan en çok kullanılan model G. Johnson modelidir. [1] 1998'de "Strategic Management Journal" adıyla yayımlanan kitabında Johnson, kültür ağındaki yerleşik yedi elementten söz eder: Geçmiş ve mitos, semboller, yaptırım gücü yani hedefler, organizasyon hiyerarşisi, kontrol sistemi, ritual rutinlik ve paradigma.
Davranış biliminde paradigma klasik bir ön kanıdır yani duygusal analizle iyi ya da kötü diye nitelenir. Fizikte, laboratuvar deneyselliğindeki nedelsellik kavramının metafizikten uzak tutularak anlaşılması boyutunda kullanılır. Organik tıp, fizikten etkilenerek tedavinin basitleştirilmiş (makinalaştırılmış) modelini tercih ederken paradigma, psikomatik tıbbın organik ayırımını öne çıkararak makinalar ile sürdürülen tıptan farklı olduğunu sağlar.[2]
Gözat [değiştir]

Yapı
Episteme
Epistemoloji
Bilgi rejimleri
Bilim tarihi
Holistik paradigma
Kaynakça [değiştir]

Antropoloji Sözlüğü, Cemal Güzel, "Paradigma", Kudret Emiroğlu-Suavi Aydın, içinde, Bilim ve sanat Y. Ank.2003.
Bilimsel Devrimlerin Yapısı, Thomas S. Kuhn , Çev. Nilüfer kuyaş, Alan Y. 1982.
^ G. Johnson: Rethinking incrementalism. In: Strategic Management Journal. Band 9. 1998, S. 75–91;
^ Thure von Uexküll u. a. (Hrsg.): Psychosomatische Medizin. 3. Auflage. Verlag Urban & Schwarzenberg, München 1986, ISBN 3-541-08843-5, Seite 3–4
Kategoriler: Felsefi kavramlarBilim felsefesi
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید