اجازه ویرایش برای همه اعضا

عالی

نویسه گردانی: ʽALY
این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ آگراب ãgrâb (مانوی: ágrâv)، 2- بورژاک buržâk (پهلوی)، 3- هاواپ hâvâp (اوستایی: havapangh) *
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۲.۳۴ ثانیه
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی بن قاسم صنهاجی جزیری ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی جزیری شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی بن محمد بناء زیدی . رجوع به علی بناء شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی بن نصربن احمد سامانی . رجوع به علی سامانی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی ارمنی ، مکنّی به ابوالحسن . از فرماندهان عصر عباسی . رجوع به علی ارمنی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ )ابن یحیی خیوانی صنعانی . رجوع به علی خیوانی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی زیادی مصری شافعی ، ملقّب به نورالدین . رجوع به علی زیادی شود.
علی . [ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی زیری . رجوع به علی زیری شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی سمرقندی قرمانی حنفی ، ملقّب به علاءالدین . رجوع به علی سمرقندی شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی عنسی ، ملقّب به شمس الدین .شاعر یمانی . رجوع به علی عنسی (ابن یحیی ...) شود.
علی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن یحیی مخرمی ، ملقّب به جمال الدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی مخرمی شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.