عام
نویسه گردانی:
ʽAM
این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: پراک prâk (سنسکریت: prâkreta)، مادیم (سنسکریت: madhiamaka) *
واژه های همانند
۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۶۹ ثانیه
ام الغفاری . [ اُم ْمُل ْ غ ف ْ فا ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهرهاشم بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در 24 هزارگزی باختری اهواز و دو هزارگزی را...
ام الغزلان . [ اُم ْ مُل ْ غ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر، واقع در 54 هزارگزی خاور شادگان و 3 هزارگزی باختر ...
ام الصبیان . [ اُم ْ مُص ْ ص ِ ] (ع اِ مرکب ) ۞ کح بچگان ، و گویند بادی است که عارض کودکان شود و موجب غشی گردد و آن نزد اطباء صرع صفراوی ...
ام المسلمین . [ اُم ْ مُل ْ م ُ ل ِ ] (ع اِ مرکب ) هریک از زنان پیغمبر اسلام را گویند. (از ناظم الاطباء). و رجوع به ام المؤمنین شود.
ام المساکین . [ اُم ْ مُل ْ م َ ] (اِخ ) زینب دختر خزیمةبن حارث انصاری از زنان پیغمبر اسلام بود پس آنگه شوهر اولش در جنگ احد کشته شد به ازد...
ام الهیولی . [ اُم ْ مُل ْ هََ لا ] (ع اِ مرکب ) در نزد صوفیان عبارت از لوح است . رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.
ابن ام عبد. [ اِ ن ُ اُم ْ م ِ ع َ ] (اِخ ) کنیت دیگر ابن مسعود صحابی .
ام عبدالحمید. [ اُم ْ م ِ ع َ دُل ْ ح َ ] (اِخ ) زن رافعبن خدیج . از زنان صحابی بوده . رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 257 شود.
ام عبدالرحمن . [ اُم ْ م ِ ع َ دُرْ رَ ما ] (اِخ ) زن کعب بن مالک . از زنان صحابی بوده . رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 256 شود.
ام عبدالرحمن . [ اُم ْ م ِ ع َ دُرْ رَ ما ] (اِخ ) نام سه تن از زنان تاریخی است . رجوع به ریحانة الادب ج 6 ص 225 شود.