صدف
نویسه گردانی:
ṢDF
پوسته سخت نوعی حلزون دریایی
در زبان رومی باستان صدافیوس هم گفته میشده.
نوعی ضماد که بر روی بواسیر می گذارند برای بهبود.
الت تناسلی شیطان تاسمانی را صدف(sadafes) نام نهند
واژه های همانند
۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
سدف . [ س َدَ ] (ع اِ) تاریکی . || روشنایی (از اضداد است ). || صبح و برآمدن صبح . || شب و سیاهی شب . || میش . (منتهی الارب ) (اقرب المو...
سدف سدف . [ س َ دَ س َ دَ ] (ع اِ مرکب ) کلمه ای است که میش را برای دوشیدن خوانند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).