ختم
نویسه گردانی:
ḴTM
این واژه تازى (اربى) ست و سپارش مى شود بجاى آن از واژه هاى اَغْرْ Aqr یا اَگْرْ Agr (در پهلوى ختم ، پایان ، نهایت ، فرجام) ، پایان ، فَرْژَفت Farjaft (در پهلوى ختم ، تمام ، پایان) ، آئیث (اوستایى) ، ویرام (سانسکریت) بهره جست.
واژه های همانند
۲۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
خطم . [ خ َ ] (ع مص ) بر بینی شتر زدن تا خطام در آن کنند. منه : خطم البعیر بالخطام . || مهار کردن شتر را. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (...
خطم . [ خ َ ] (اِخ ) نام جایگاهی است واقع در پایین سدره . (از معجم البلدان ).