اجازه ویرایش برای همه اعضا

اسناد

(ásnâd) (سندها) این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ پهراها pahrâhâ (سنسکریت: pattra + ها)، 2ـ پهراس pahrâs (پهرا + پسوند سنسکریت آس.)، 3ـ پهراپه pahrâpe؛ پهرا + پسوند ایلامی په.***فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
اسناد. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَنَد.- اسناد بهادار ؛ اوراقی که دارای ارزش مالی هستند ۞ .
اسناد. [ اِ ] (ع مص ) نسبت کردن به . بازخواندن به . بستن به : مدار باکرمش بیم از گنه مخلص دگر به خویشتن اسناد این گناه مده . مخلص کاشی ....
(ésnâd) این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بانیش bâniŝ (مانوی: banniŝn) *** فانکو آدینات 09163657861
اسناد خبری . [ اِ دِ خ َ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) الاسناد الخبری ، ضم کلمة او ما یجری مجراها الی اخری بحیث یفید ان مفهوم احداهما ثابت لمف...
اسناد دادن . [ اِ دَ ] (مص مرکب ) ۞ نسبت دادن نسبت کردن . اضافه کردن . || حمل کردن (در منطق ).
اسناد کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نسبت کردن . اسناد دادن .
ثبت اسناد. [ ث َ ت ِ اَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اداره ٔ ثبت اسناد؛ اداره ای که بدانجا اسناد عقود و ایقاعات را در دفاتر رسمی دولتی نویسند تا...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
صفحه ۱ از ۲ ۲
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید